Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

روح شاعر

با نزدیک شدن به هشتاد و هفتمین سالگرد درگذشت شاعر تان دا، آثار او را دوباره می‌خوانم و احترام و تحسین بیشتری نسبت به شخصیت و روحیه‌ی شاعری از اوایل قرن بیستم احساس می‌کنم.

Báo Lâm ĐồngBáo Lâm Đồng29/05/2026

nha-van-nha-tho-tan-da-online-1749825719153416907408.jpg
پرتره شاعر تان دا

در حالی که تان دا با مشکلات مالی شدیدی روبرو بود، نامه‌ای از نگوین ون وین، سردبیر روزنامه ترونگ باک تان ون، دریافت کرد که از او دعوت کرده بود تا به عنوان دستیار نویسنده فعالیت کند. در این نامه درخواست شده بود که او هر ماه یک تفسیر اجتماعی و چهار شعر بنویسد. مبلغ پرداختی برای هر تفسیر پانزده دونگ و برای هر شعر ده دونگ بود، به این معنی که تان دا ماهانه صد سکه نقره دریافت می‌کرد. در وضعیت مالی وخیم او، این مبلغ کمی نبود. با این پول، شاعر می‌توانست تمام هزینه‌های خود را پوشش دهد. او مجبور نبود نگران دارو یا غذا باشد. به نظر می‌رسید که این یک شانس نادر است و کسی که در چنین شرایطی قرار دارد مطمئناً خوشحال می‌شود و به راحتی درخواست کسی را که استعداد او را تحسین می‌کند، می‌پذیرد. با این حال، پس از یک شب تفکر، تان دا نامه‌ای به نگوین ون وین نوشت و پیشنهاد دستیاری نویسنده برای روزنامه ترونگ باک تان ون را رد کرد. او اظهار داشت که اگر می‌خواهد به جامعه کمک کند، باید نشریه ادبی خود را تأسیس کند تا ایده‌های ادبی خود را به طور کامل اجرا کند و آرمان‌های خود را به ملت ارائه دهد. اگر نوشتن برای یک روزنامه به آن نهاد وابسته بود، افکار و دیدگاه‌های من در مورد جامعه و ادبیات نمی‌توانست آنطور که می‌خواستم بیان شود. «علاوه بر این، آقای نگوین ون وین نویسنده مشهوری بود؛ اگر برای روزنامه او می‌نوشتم، خوانندگان فکر می‌کردند که من برای جلب توجه از او پیروی می‌کنم. این چیزی بود که من بیش از همه از آن متنفر بودم. به همین دلایل، حتی در فقر و گرسنگی، از عمل کردن برخلاف اصول خودم خودداری کردم.» این شخصیت تان دا بود. (نگین ون فوک - من و تان دا - تان دا درباره نویسنده و آثارش، صفحات ۷۴، ۷۵، انتشارات آموزش و پرورش ، ۲۰۰۱).

با این حال، زندگی شاعر مجموعه‌ای طولانی از شکست‌ها و امتحانات ناموفق بود - او از مقام رسمی شدن چشم‌پوشی کرد و قاطعانه حرفه روزنامه‌نگاری را برای خلق ادبیات و هنر دنبال کرد. اما «مجله آن نام او متولد شد، سپس شکست خورد، سپس دوباره متولد شد و دوباره شکست خورد و شاعر را مجبور کرد بی‌هدف از شمال به جنوب پرسه بزند. شاید حتی خالق نیز به افراد بااستعداد حسادت می‌کرد و اغلب چهره‌های ادبی را مسخره می‌کرد.» (نگوین ون فوک). او همچنین چینی کلاسیک تدریس می‌کرد و یک کلینیک فالگیری برای امرار معاش افتتاح کرد، اما نمی‌توانست از پس مخارج خودش بربیاید. با این وجود، اعتبار تان دا در آن زمان بسیار زیاد بود. مردی مانند فان خوی نوشت: «من آقای نگوین خاچ هیاو را از سال ۱۹۱۸، زمانی که شروع به نوشتن برای مجله نام فونگ در هانوی کردم، می‌شناختم. یک شب بهاری بسیار سرد، در اتاق زیر شیروانی خانه آن روزنامه‌نگار در خیابان هانگ بونگ، که در آن زمان محل اقامت آقای نگوین با تراک بود، دراز کشیده بودم و کتاب می‌خواندم. ناگهان، یک مهمان وارد شد. آقای تراک او را به من معرفی کرد: «بفرمایید، آقای نگوین خاچ هیاو». احساس کردم برق از سرم پرید، رعشه ای به تنم افتاد و از جا پریدم! واقعاً. نام نگوین خاچ هیاو در آن زمان بی‌اهمیت نبود و برای من حتی سنگین‌تر هم بود. از این فکر لرزیدم؛ واقعاً همینطور بود.» (Phan Khôi: Me and the Poet Tản Đà - Tao Đàn No. 9-10-1939).

عجیب و غریب بودن تان دا نیز کاملاً منحصر به فرد بود: «حمل نوشته‌هایش برای فروش در بازار آسمانی، ارسال نامه به بارگاه آسمانی برای پیشنهاد ازدواج، شنا کردن ایستاده در دریای سام سون و خوردن غذاهای دریایی خام، رفتن به جنگل برای یک وعده غذایی گیاهی، نوشیدن شامپاین با سوسیس خوک تخمیر شده در قطار سریع‌السیر، بازدید از مقبره پادشاه تای سون با دعایی گستاخانه: «ویتنام شمالی، سون تای - نگوین خاچ هیو از این مکان گذشت»» (نگوین توان - تان دا، شمشیرزن - تائو دان، ژوئیه ۱۹۳۹).

عجیب و غریب بودن تان دا، او را برای بسیاری منفور کرده بود. لو ترونگ لو نوشت: «در حقیقت، این فقط در عادات غذایی یا مکالماتش نبود؛ هر جا که می‌رفت، می‌دانست چگونه مردم را آزار دهد. مردم داستان دیگری درباره او برایم تعریف می‌کردند. در آن زمان، او تازه به یک استان خاص نقل مکان کرده بود. همزمان، یک فرماندار نیز به تازگی در آنجا به کار گرفته شده بود. یک مقام عالی رتبه که استعداد را تحسین می‌کرد، از شهرت شاعر در استان شنید و کسی - ظاهراً یک مقام بخش - را فرستاد تا او را به نوشیدنی دعوت کند. اما تان دا با آرامش به پیک گفت:

«از شما بسیار سپاسگزارم، آقا، اما لطفاً به او بگویید که اگر او - یک مقام عالی‌رتبه - می‌خواهد شهروند نگوین خاچ هیو را به استان احضار کند و حکمی صادر کند، من فوراً خواهم رفت. اما اگر آن مقام عالی‌رتبه کسی است که پس از خواندن اشعار و نوشته‌های من، از من خوشش آمده است، از او دعوت می‌کنم به اینجا بیاید، حتی اگر فقط یک کلبه کاهگلی محقر باشد، تا بتوانم به او شراب بدهم. اما او مطلقاً از رفتن امتناع کرد. واقعاً، کسی نمی‌تواند متکبرتر و ناخوشایندتر از این باشد.» (لو ترونگ لو، اکنون، وقتی درب تابوت بسته می‌شود - مجله تائو دان، ژوئیه ۱۹۳۹)

این شاعر در سال‌های پایانی عمرش، دچار فقر، سختی و بیماری شد و سپس در ۷ ژوئن ۱۹۳۹ در سن ۵۰ سالگی در اتاق زیر شیروانی در نگا تو سو، هانوی، درگذشت، اما حرفه ادبی خود را که نقطه عطفی بود - پیوندی استوار در تاریخ ادبیات ملی - پشت سر گذاشت. بسیاری از مردم با احترام اشعار سوگواری در مورد این شخص سروده‌اند: «استعداد بالا، سرنوشت پست، جاه‌طلبی سرکوب‌شده / سرگردان در جهان، فراموش کردن وطنش». (بازدید از قبر قدیمی کنار جاده). من فکر می‌کنم زندگی، از جمله حرفه و صداقت شاعر تان دا، نه تنها برای گذشته معنادار است، بلکه برای گذشته نیز معنادار است.

منبع: https://baolamdong.vn/si-khi-nha-tho-444919.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
قالب ساز

قالب ساز

رنگ‌های جزایر جنوبی

رنگ‌های جزایر جنوبی

ارتفاعات آرام

ارتفاعات آرام