Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تأملاتی در مورد سنبل آبی

Công LuậnCông Luận09/04/2024


نگوین هونگ وین، روزنامه‌نگار و شاعر، با الهام از تصویر سنبل آبی با گل‌های بنفش، نمادی از وفاداری، خاطرات سربازان هوشی مین و رفقایشان را در طول جنگ علیه آمریکا زنده می‌کند، زمانی که با فرا رسیدن شب، آنها شجاعانه به درون رودخانه خروشان شیرجه زدند و در میان سنبل‌های آبی تنیدند تا خود را از دشمن پنهان کنند. بسیاری از چریک‌های زن در کرانه مقابل منتظر بودند تا از سربازان استقبال کنند و از روسری‌های شطرنجی خود به عنوان علامتی برای هدایت سربازان در محاصره پایگاه دشمن، نابودی دشمن و آزادسازی روستاها و دهکده‌ها از ظلم و ستم خارجی استفاده می‌کردند.

تان من هوآ لوک بین هین ۱

با برقراری صلح ، جانباز هنوز با علاقه سرزمین گذشته خود را به یاد می‌آورد، قلبش از ملاقات با یکی از چریک‌های زن که موهایش، که اکنون به رنگ زمان درآمده بود، هنوز لبخندی از محبت عمیق بر لب داشت، سرشار از شادی بود. این زن، مانند سنبل آبی، وفادارانه بنفش باقی ماند، در سختی‌ها شریک بود، فداکاری‌ها را پذیرفت و خستگی‌ناپذیر در زمان جنگ از سربازان حمایت کرد. شعر ساده است، اما خاطره‌ای زیبا و فراموش‌نشدنی است که نویسنده را عمیقاً تحت تأثیر شادی غیرمنتظره قرار می‌دهد!

با کمال میل این شعر را به خوانندگان عزیز تقدیم می‌کنیم:

خاطرات سنبل آبی

من از طریق شرکت وام به دلتای مکونگ برگشتم.

با حسرت به سنبل‌های آبی شناور خیره شدم.

گل‌های بنفش به آرامی در امتداد ساحل رودخانه شناورند.

هر شب، آسمان با آتش‌بازی شعله‌ور می‌شود!

سربازان در حالی که به سنبل‌های آبی چسبیده بودند، از رودخانه عبور کردند.

او مرا به زیرزمین مخفی برد.

روسری شطرنجی نمادی مقدس است.

من رفقایم را رهبری کردم تا به سنگر دشمن حمله کنند و آنها را از پا درآورند.

تان من هوآ لوک بین هین ۲

در اوایل بهار، بازار روستایی پررونق است.

من تو را می‌شناسم، همان تو که سال‌ها پیش بودی.

امروز ما مشغول حمل و نقل کالاها به بازار هستیم.

این سبدها سبک و زیبا هستند.

کی فکرشو می‌کرد از ساقه سنبل آبی...

آنها را برش داده و حدود ده روز در آفتاب خشک کنید.

چراغ‌ها تمام شب روشن ماندند، تمام خانواده مشغول بافتن و بافتن بودند.

من باید فردا صبح زود به بازار بروم تا کالاها را تحویل بدهم.

تان من هوآ لوک بین هین ۳

شبانه‌روز خستگی‌ناپذیر کار می‌کرد، بی‌آنکه سختی‌ها او را دلسرد کند.

گرفتار باران غیرمنتظره‌ای شدم و در یک لحظه دست خالی ماندم.

موهای خاکستری زودرس - رنگ زمان و فرسودگی.

اما لبخند همچنان بر لبانش نقش بسته بود.

تصویر آن چریک مبارز از گذشته هنوز در خاطرم حک شده است.

همراه با خوشه‌های سنبل آبی شرکت وام

اون موقع رفقای منو نجات داد.

برای رسیدن به جایی که امروز هستم، خوشبختی غافلگیرم کرد!

شرکت وام، آوریل ۲۰۲۳

نگوین هونگ وین



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
صلح زیباست.

صلح زیباست.

دختر کوچولو کنار پنجره

دختر کوچولو کنار پنجره

جزیره کان پونگ، زادگاه من

جزیره کان پونگ، زادگاه من