Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

نوستالژی برای «روزهایی در پاریس»

پاریس، پایتخت فرانسه که در اثر جدید نویسنده نگوین هوآی نام (عضو انجمن نویسندگان ویتنام) به عنوان شهر نورها و پایتخت مد شناخته می‌شود، با سازه‌های معماری باستانی یا ایستگاه‌های متروی شلوغ به تصویر کشیده نشده است. در عوض، اینها صرفاً پس‌زمینه‌هایی برای خاطرات نوستالژیک پر از طیف وسیعی از احساسات هستند...

Báo Thanh niênBáo Thanh niên17/10/2025

انسانیت در سرزمینی بیگانه

نگوین هوآی نام، پزشک و نویسنده، به لطف آموزش عالی پزشکی‌اش، فرصت تحصیل در فرانسه را پیدا کرد. شانس او ​​آنقدر خوب بود که بسیاری از دوستانش به شوخی او را مسخره می‌کردند و می‌گفتند که "او در سه زندگی، سه بار در قرعه‌کشی برنده شده و برای رسیدن به این موفقیت، مجبور بوده چهار زندگی فضیلت را در خود پرورش دهد." فرودگاه شارل دوگل برای اولین بار در فرانسه در یک زمستان سرد و بادخیز، با آسمانی گرفته، از این نویسنده استقبال کرد: "نم نم باران ملایم همراه با باد سرد اواخر زمستان، واقعاً دلگیر به نظر می‌رسید." شاید انتظار داشته باشید که بسیار غم‌انگیز باشد، اما در طول دوران تبعیدش، گرمای مهربانی انسان در این سرزمین خارجی همیشه به او کمک می‌کرد تا در سرمای گزنده، آرامش و آسایش پیدا کند.

Thương nhớ ‘Những ngày ở Paris’- Ảnh 1.

Thương nhớ ‘Những ngày ở Paris’- Ảnh 2.

کتاب «روزهایی در پاریس» (منتشر شده توسط انتشارات انجمن نویسندگان ویتنام) نوشته‌ی نویسنده نگوین هوای نام

عکس: Q.TRAN

نویسنده نقل می‌کند: «به محض ورود به پاریس، پروفسور ژان میشل کورمیه - چهره‌ای برجسته در جراحی عروق اروپا که ویتنام را بسیار تحسین می‌کرد - مرا به عنوان دانشجو پذیرفت.» او همچنین خوش‌شانس بود که با پروفسور پیر دزوتر و خانم پارتنی آشنا شد، که مهربانی خالصانه‌شان آنها را به نویسنده علاقه‌مند کرد. داستان «خانم پارتنیِ گرم» نیز توسط نویسنده بسیار تأثیرگذار نوشته شده است: «خانم پارتنی پرستار را صدا زد تا وسایلم را بیاورد و اتاقم را در محل اقامت کارآموزان به من نشان داد. آنجا بسیار زیبا بود، درست بالای تپه‌ای واقع شده بود و درختان برهنه‌ای که در باد سرد اواخر زمستان تکان می‌خوردند، آن را احاطه کرده بودند. پرستار به من گفت که دمای هوا امروز صبح حدود ۴ درجه سانتیگراد بود. سرد بود، اما برفی نبود. آپارتمان بیمارستانی که به من داده شده بود، فراتر از انتظاراتم بود، با یک اتاق خواب گرم، یک آشپزخانه با فضای غذاخوری و یک اتاق نشیمن. اجاره ماهانه ۲۰۰۰ فرانک بود، با این حال بیمارستان و مدیر پارتنی حتی یک سنت هم نگرفتند. بعداً، وقتی همسرم برای زندگی با من آمد، من شروع به کار کرده بودم و درخواست کردم نیمی از اجاره را بپردازم، اما او همچنان امتناع کرد. نمی‌دانم چه زمانی می‌توانم این لطف را جبران کنم.»

و در پاریس تاریخی، علاوه بر مهمان‌نوازی گرم مردم محلی، در این سرزمین دوردست خارجی، دکتر نام همچنین با بسیاری از ویتنامی‌های مهاجر که عمیقاً عاشق سرزمین مادری خود بودند و همیشه شادی‌ها و غم‌هایشان را با او به اشتراک می‌گذاشتند، مانند میشل تران ون کوئین، عمو خ.، دکتر میشل تران... به خصوص ناهارهای خوشمزه شنبه، پر از طعم‌های بی‌نظیر زندگی ویتنامی‌ها در خارج از کشور، چیزی است که او هرگز فراموش نخواهد کرد.

« برش‌هایی در میان انبوهی از خاطرات»

منتقد لو تیو نون در اظهار نظر درباره کتاب «روزهایی در پاریس » گفت: «بسیاری از پزشکان فرصت تحصیل در فرانسه را داشته‌اند. با این حال، تعداد کمی مانند نگوین هوای نام، «در پاریس» را یافته‌اند. دلیلش این است که دکتر نام از قبل قلبی هنری دارد که به او اجازه می‌دهد با فضای زندگی‌ای که به اندازه کافی خوش‌شانس بوده تا بخشی از آن باشد، به شدت تعامل کند. این کتاب به بخش‌های کوتاه زیادی تقسیم شده است، مانند برش‌های تصادفی در میان انبوهی از خاطرات. نویسنده با پاریس روبرو می‌شود و اشتیاق سوزانی برای آن سرزمین احساس می‌کند. سپس با خودش روبرو می‌شود و اشتیاقی حسرت‌بار برای بسیاری از دوستان نزدیکش احساس می‌کند. با خواندن «روزهایی در پاریس » به آرامی و با فراغت، درک یک حقیقت دشوار نیست: اینکه ثروت مادی اغلب به اندازه ثروت معنوی ارزشمند نیست، اگر مردم بدانند چگونه فکر کنند و به یکدیگر اعتماد کنند.»

گشت و گذار در پاریس با نویسنده نگوین هوای نام، علاوه بر داستان‌های منحصر به فرد و جالب بسیاری که از دیدگاه مالیخولیایی او روایت می‌شود، خوانندگانی که از کاوش در جهان لذت می‌برند، می‌توانند از طریق نوشته‌های لطیف او، سفری را در قلب فرانسه رمانتیک نیز تجربه کنند.

«در پاریس، چیزی که بیش از همه دوست دارم قدم زدن در امتداد پیاده‌روهای سنگفرش‌شده طبیعی در بعدازظهرهای اوایل زمستان یا اوایل پاییز است، در حالی که خنکای خنک با نسیم ملایم رقابت می‌کند. جاده‌ای که از ایستگاه متروی گِیج به بالای تپه منتهی می‌شود، زیباست، با پیاده‌روهای سنگفرش صاف و فرسوده‌اش و خانه‌های کلاسیک به سبک فرانسوی که بی‌سروصدا در پشت ردیف‌هایی از درختان افرا که برگ‌هایشان با هر تغییر فصل به رنگ قرمز درمی‌آید، قرار گرفته‌اند.» (پیاده‌روی در خیابان‌ها)

نویسنده نگوین هوآی نام همچنین چند صفحه را به نوشتن درباره غذاهای «به‌طرز مقاومت‌ناپذیری خوشمزه» فرانسوی، درباره شهر کن - پایتخت هنر هفتم - اختصاص می‌دهد... و هنگام جدایی، تنها چیزی که باقی می‌ماند خاطرات درهم‌وبرهمی از اشتیاق و نوستالژی است.

«خداحافظ، پاریس باشکوه.» بینی‌ام به سوزش افتاد، چند قطره اشک از گونه‌هایم سرازیر شد. همسرم هم گریه کرد. ما برای خاطرات شیرین سال‌های دوری از خانه و برای مهربانی دوستانمان گریه کردیم. همین‌طور که هواپیما بلند می‌شد، از پنجره به بیرون نگاه کردم؛ بیرون باران می‌بارید و پایین، تمام شهر پاریس در برابر آسمان می‌درخشید...» این را نگوین هوآی نام، نویسنده، در حالی که چشمانش پر از اشک بود، گفت.

Thương nhớ ‘Những ngày ở Paris’- Ảnh 3.


منبع: https://thanhnien.vn/thuong-nho-nhung-ngay-o-paris-185251017214509533.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
طلوع خورشید بر فراز مزارع

طلوع خورشید بر فراز مزارع

من عاشق ویتنام هستم

من عاشق ویتنام هستم

دریا و آسمان پهناور سرزمینم

دریا و آسمان پهناور سرزمینم