Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

اولین شعر حماسی من

Báo Thanh niênBáo Thanh niên08/01/2025


نویسنده نگوین چی ترونگ، "رئیس" این اردوگاه نویسندگی، نامه‌ای به اداره کل سیاسی فرستاد و درخواست بازگشت من به اردوگاه را کرد. این همان نامه‌ای بود که منتظرش بودم و به سختی می‌توانستم باور کنم که آن را دریافت کرده‌ام.

Trường ca đầu tiên của tôi- Ảnh 1.

شاعر و ستوان Thanh Thảo - 1976

به محض ورود به دانانگ ، و عضویت رسمی در بزرگترین و اولین اردوی نویسندگی ادبی کشور، از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم، زیرا مدت‌ها آرزوی سرودن یک شعر حماسی را در سر می‌پروراندم اما فرصتش را نداشتم. حالا، این فرصت از راه رسیده بود.

من مستقیماً با آقای نگوین چی ترونگ قرارداد امضا کردم و گفتم که شعری حماسی درباره جنگ خواهم نوشت. در واقع، در میدان نبرد در جنوب ویتنام، بیش از ۱۰۰ بیت سروده بودم که آنها را «طرح‌هایی» برای این حماسه آینده نامیدم. سپس به طور آزمایشی عنوان اولین شعر حماسی‌ام را « ماه‌ها و لحظه‌ها » گذاشتم.

در اواخر ماه مه ۱۹۷۵، من به همراه گروهی از نویسندگان ویتنام مرکزی، از جمله نگوین نگوک، نگوین چی ترونگ، تو بون، وای نهی و نگو دِ اوآن، از سایگون به دا لات سفر کردم و سپس به ویتنام مرکزی بازگشتم. در آنجا، فرصتی پیش آمد تا در یک «شب بی‌خوابی» با فعالان دانشجویی شرکت کنم. در آن گردهمایی، وقتی از من خواسته شد شعر بخوانم، تصمیم گرفتم نزدیک به صد سطر از دست‌نوشته‌ام ، «ماه‌ها و لحظه‌ها »، را از حفظ بخوانم. این اولین باری بود که شعر خودم را برای دانشجویان شهری در ویتنام جنوبی می‌خواندم. بسیار تأثیرگذار بود.

سپس، وقتی بالاخره وقت آزاد پیدا کردم تا پشت میز تحریرم در اردوی نویسندگی خلاق منطقه ۵ نظامی بنشینم - چیزی که مدت‌ها آرزویش را داشتم - ناگهان پیشنهادی از ناخودآگاهم به ذهنم رسید. شعر حماسی ون کائو ، «مردم در بندر » را به یاد آوردم. این شعر حماسی را قبل از رفتن به میدان نبرد جنوبی در هانوی خوانده بودم. عنوان ون کائو ، «مردم در بندر»، بود که به من این ایده را داد: می‌توانم عنوان شعر حماسی‌ام را به «مردمی که به دریا می‌روند » تغییر دهم. منطقی‌تر به نظر می‌رسید. بنابراین، از «ماه‌ها و لحظه‌ها» به «مردمی که به دریا می‌روند » تبدیل شد. چرا «مردمی که به دریا می‌روند» ؟ فکر می‌کنم نسل ما آگاهانه در جنگ شرکت کرد؛ بنابراین، «رفتن به دریا» به معنای رفتن به سوی مردم ما بود. مردم دریا هستند، چیزی که نگوین ترای صدها سال پیش گفته است.

از وقتی عنوان شعر حماسی‌ام را تغییر داده‌ام، در نوشتن احساس راحتی بیشتری می‌کنم، انگار برگ کوچکی هستم که به رودخانه‌ای می‌پیوندد و به سمت دریا می‌رود.

سال ۱۹۷۶ «سال آتش» من بود، با این حال من موفق شدم در آن سال برنامه‌ریزی کنم و اساساً کارهای مهمی را به انجام برسانم. اول، نوشتن شعر حماسی‌ام بود. سپس عشق از راه رسید. دختری که دوستش داشتم، که او هم مرا دوست داشت، پذیرفت که زندگی‌اش را با یک سرباز و شاعر فقیر - یعنی من - بگذراند. من او را به پدر و مادرم معرفی کردم و آنها با خوشحالی تأیید کردند.

فقط یک چیز بود که نمی‌توانستم پیش‌بینی کنم. آن هم در سال ۱۹۷۶ بود، زمانی که از ستوان به کاپیتان ارتقا یافتم. از این ارتقا بسیار خوشحال بودم. از آن به بعد، حقوق من از ۶۵ دونگ (حقوق ستوان) به ۷۵ دونگ (حقوق کاپیتان) افزایش یافت. فقط کسانی که آن زمان را زندگی کرده بودند می‌توانند درک کنند که ۱۰ دونگ حقوق اضافی در هر ماه چقدر مهم بود. من به خوبی می‌دانستم که چقدر سخت است که دائماً کمبود پول داشته باشی. مواقعی بود که مجبور می‌شدم از دوست دخترم ۵ سنت بخواهم تا یک فنجان چای از یک دکه خیابانی بخرم.

علاوه بر این، وقتی شاعر و ستوان بودم، فوراً به یاد می‌آوردم که آثار نویسندگان و شاعران شوروی پس از جنگ بزرگ میهنی چقدر شگفت‌انگیز بودند، که همه آنها ستوان ارتش سرخ بودند. آن ده دلار حقوق اضافی پس از ارتقاء به ستوانی، هم به عنوان یک تقویت مادی و هم روحیه‌بخش عمل می‌کرد.

سپس تنها کاری که باقی ماند تمرکز روی نوشتن شعر حماسی «آنان که به دریا می‌روند» بود.

در پایان سال ۱۹۷۶، این شعر حماسی را تکمیل کردم. وقتی آن را برای «رئیسم»، نگوین چی ترونگ، برای نقدش خواندم، از نویسنده‌ای بسیار سخت‌گیر و دقیق، سر تکان دادم و تأیید گرفتم. آقای ترونگ فقط به من گفت یک کلمه را تغییر دهم. آن کلمه «rạn» (ترک خورده) در مصراع «میله حمل بامبوی نه ساله روی هر دو شانه ترک خورده است» از شعر نگوین دو بود. آقای ترونگ گفت که باید به جای آن «dạn» (سخت شده) نوشته شود، «میله حمل بامبوی نه ساله روی هر دو شانه سخت شده است». من بلافاصله موافقت کردم. در واقع، «رئیسم» متفاوت بود؛ او کاملاً درست می‌گفت.

پس از اتمام سرودن شعر حماسی‌ام که بیش از ۱۲۰۰ بیت داشت، آنقدر خوشحال بودم که شاعر، ثو بون، را به همراه شراب و تنقلات به گوش دادن دعوت کردم. ثو بون با احساس گوش می‌داد و وقتی این سطرها را خواندم: «خواهش می‌کنم، مادر، برای یک بعدازظهر آرام به جویدن فوفل ادامه بده / قبل از اینکه آن لبخند محو شود، هلال ماه دوباره کامل خواهد شد»، زد زیر گریه. او مادرش را به یاد آورد، مادری که در تمام طول جنگ منتظرش مانده بود.

پس از اینکه نویسنده نگوین چی ترونگ شعر حماسی من را تأیید کرد، آن را تایپ کرد و بلافاصله برای انتشارات ارتش فرستاد. در آن زمان، ویراستار شعر این انتشارات، شاعر تا هو ین، همکار سابق من بود که قبل از رفتن من به میدان جنگ با من در بخش تبلیغات ارتش کار می‌کرد. آقای ین بلافاصله موافقت کرد که آن را ویرایش کند. در همان زمان، نویسنده نگوین نگوک، که در هیئت رهبری انجمن نویسندگان ویتنام بود، شایعاتی در مورد شعر حماسی " کسانی که به دریا می‌روند " شنید و از آقای تا هو ین خواست که نسخه خطی را برای خواندن به او قرض دهد. معلوم شد که آقای نگوین نگوک پس از خواندن آن، به انتشارات ارتش دستور داده است که شعر حماسی را فوراً چاپ کنند. و بنابراین، از زمان ارسال اثر به انتشارات تا چاپ کتاب، تنها سه ماه طول کشید. این یک رکورد برای "انتشار سریع" در آن زمان بود.

بعد از سال نو قمری در سال ۱۹۷۷، عروسی‌ام را در هانوی برگزار کردم و خبر چاپ اولین اثرم را دریافت کردم. در آن زمان کاغذ بی‌کیفیت بود، اما طرح جلد آن را هنرمندی به نام دین کوانگ کشیده بود. از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم.

حالا، دریانوردان ۴۷ ساله هستند. سه سال دیگر، در سال ۲۰۲۷، آنها دقیقاً ۵۰ ساله خواهند شد.

با بازخوانی اولین شعر حماسی‌ام، احساس می‌کنم که بزرگترین قدرت آن در خلوص آن نهفته است. از همان چهار سطر اول:

«وقتی کودک با مادرش صحبت می‌کند»

باران می‌بارد و مزارع ما را تار می‌کند.

من فردا میرم.

دود آتش آشپزخانه ناگهان از بالای سقف کاهگلی که مادر و دختر در آن بودند، بالا نیامد.

تا چهار سطر آخر شعر حماسی:

« وقتی آب شور را در دستم جمع کردم»

اون موقع بود که تو رو تو زندگیم شناختم.

زیر نور خورشید، به آرامی در حال تبلور است.

«دانه‌های ریز نمک، معصوم و پاک»

پاکی کامل.

پنج سال زندگی و جنگیدن من در میدان نبرد بیهوده نبود. آنها ارزشمندترین دارایی زندگی من هستند. حتی اکنون که در آستانه ۸۰ سالگی هستم.



منبع: https://thanhnien.vn/truong-ca-dau-tien-cua-toi-185250107225542478.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
به ویتنامی بودن خود افتخار می‌کنم

به ویتنامی بودن خود افتخار می‌کنم

منظره ساحل مای خه

منظره ساحل مای خه

روز اتحاد مجدد در ویتنام

روز اتحاد مجدد در ویتنام