پیامهای همکلاسیهایش او را شگفتزده کرد.
کیئو لی کسی است که برای روابط ارزش قائل است، اما پس از فارغالتحصیلی، وقت زیادی برای شرکت در دورهمیهای دوستانه نداشت.
از آنجا که او دائماً مشغول کار است و همچنین اقساط ماهانه وام مسکن را پرداخت میکند، فشار مالی به شدت بر او سنگینی میکند. در نتیجه، او اغلب در جلسات کلاس غایب است.
ماه گذشته، وقتی کیو لی مشغول کار بود، از مدیر کلاسش تماسی دریافت کرد که او را به یک گردهمایی کلاسی دعوت میکرد.
کیو لی برنامهاش را بررسی کرد و دید که کلاس رایگان است. از آنجایی که هنوز دوستان قدیمیاش را ندیده بود، با خوشحالی دعوت رئیس کلاس را پذیرفت.
در روز گردهمایی دانشآموزان کلاس، کیو لی لباس سادهای پوشید و با تاکسی به رستورانی که مهمانی در آن برگزار میشد رفت. بسیاری از همکلاسیها، وقتی دیدند کیو لی مدت زیادی است که دیده نشده، سریع برای استقبال از او به سمت در آمدند.
کیو لی که سالها دور از خانه کار کرده بود، عمیقاً تحت تأثیر استقبال گرمی که از دوستانش دریافت کرد، قرار گرفت. کیو لی با دیدن چهرههای آشنای همکلاسیهای قدیمیاش، با خوشحالی به همه سلام کرد.
پس از گفتگوهای فراوان، کیو لی با خوشحالی متوجه شد که به نظر میرسد همکلاسیهایش خیلی به جایگاه اجتماعی یکدیگر اهمیت نمیدهند، بلکه برای رابطهشان به عنوان همکلاسی ارزش قائلند. این موضوع کیو لی را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.
هیچ کس از ثروت خود لاف نمیزد یا در مورد حقوق یکدیگر سؤالی نمیکرد. تمام گفتگوها حول محور زندگی فعلی و خاطرات گذشته میچرخید، که باعث شد کیو لی با یادآوری دوران خوش مدرسهاش به گریه بیفتد.
برای کیو لی، که دوران سختی را میگذراند، گفتگوهایی که نه درباره پول، بلکه فقط درباره احساساتی بود که نسبت به همکلاسیهای قدیمیاش داشت، عمیقاً او را تحت تأثیر قرار میداد .
تصویر نمایشی
هر چیز خوبی بالاخره یک روزی تمام میشود. وقتی مهمانی تمام میشود، همه حساب و کتابها را میکنند و به خانههایشان میروند.
به دلیل رابطه نزدیکش با مدیر کلاس، کیو لی و او، به همراه چند همکلاسی دیگر، تا پایان مهمانی با خوشحالی خندیدند و شوخی کردند. آنها جزو آخرین کسانی بودند که رستوران را ترک کردند.
وقتی پیشخدمت میخواست پرداخت را انجام دهد، ناگهان همه همکلاسیها کارهای دیگری برای انجام دادن داشتند. رئیس کلاس باید برای یک جلسه کاری بیرون میرفت و برخی از همکلاسیها کارهای غیرمنتظرهای داشتند که باید به آنها رسیدگی میکردند و مجبور شدند زودتر بروند. فقط چیائو لی تنها پشت پیشخوان پرداخت ایستاده بود.
کیو لی صورتحساب را از پیشخدمت دریافت کرد، سپس کیف پولش را بیرون آورد و کل صورتحساب را که ۴۳۰۰۰ یوان (تقریباً ۱۵۰ میلیون دانگ ویتنام) بود، پرداخت کرد.
کیو لی آهی کشید، زیرا ۴۳۰۰۰ یوان معادل بیش از نیمی از اقساط وام بانکی او در یک سال بود، اما راه دیگری وجود نداشت.
بعد از اینکه دوستانش برگشتند، بعضی از آنها تشکر کردند و کمی خجالت کشیدند که کیو لی را تنها گذاشتهاند تا چنین صورتحساب بزرگی را پرداخت کند. کیو لی فقط گفت که حالش خوب است، سپس با دوستانش خداحافظی کرد و خودش با تاکسی به خانه برگشت.
بعد از اینکه کیو لی به خانه برگشت و آرایشش را پاک کرد، ناگهان صدای زنگ خوردن بیوقفه تلفنش را شنید. معلوم شد که همه همکلاسیهایش پول غذای آن روز را به طور دسته جمعی برایش فرستادهاند.
تصویر نمایشی
در این لحظه، رئیس کلاس برای او پیامی فرستاد: «کیو لی، از شما متشکرم که اینقدر برای دوستی ما ارزش قائل هستید. از شما بابت صرف چنین مبلغ زیادی برای پرداخت صورتحساب کلاس سپاسگزاریم. ما درک میکنیم که برای شما، به عنوان یک زن، کار کردن در خارج از خانه آسان نیست. ما میخواستیم همه این پول را به سرعت پس بدهیم تا قدردانی خود را نشان دهیم. لطفاً بیشتر در جلسات کلاس شرکت کنید.»
کیو لی وقتی پیامهای مدیر کلاسش را دید، مبهوت شد. پیامها درباره پول نبود، بلکه درباره چیزی بود که او بیش از همه در گردهمایی کلاس منتظرش بود. دوستی زیبای بین همکلاسیهایش گنجی بود که او تا آخر عمر گرامی خواهد داشت.
کیو لی در دل پشیمان بود که به دلیل مشغله کاریاش در طول سالها، به ندرت وقت ملاقات با دوستانش را داشته است. حالا او فهمیده بود که چیزهایی ارزشمندتر از پول وجود دارد و آن ارتباط زیبای انسانی است.
ماه
منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/di-hop-lop-nguoi-ban-ngheo-lang-le-thanh-toan-hoa-don-150-trieu-ve-den-nha-co-chung-kien-1-canh-tuong-thi-sung-nguoi-172241220145358242.htm







نظر (0)