| نیروهای مسلح استانی رزمایشهایی را برای مقابله با نشت نفت در دریا انجام میدهند. عکس: تای بین. |
در زمستان ۱۹۴۴، مردم کائو بانگ، باک گیانگ و لانگ سون، که از نفرت شدید نسبت به دشمن رنج میبردند، آمادهی آغاز یک قیام مسلحانهی جدید بودند. کمیتهی بین استانی کائو بانگ - باک گیانگ - لانگ سون در حال آمادهسازی برای برگزاری یک کنفرانس نهایی برای تصمیمگیری در مورد تاریخ و زمان آغاز جنگ چریکی بود. پس از بررسی اوضاع، رئیس جمهور هوشی مین دستور داد که قیام به تعویق بیفتد و اظهار داشت: «طرح آغاز جنگ چریکی در کائو بانگ، باک گیانگ و لانگ سون فقط بر اساس وضعیت محلی بود و نه بر اساس وضعیت خاص سراسری؛ این طرح فقط بخشی از مشکل را در نظر میگرفت و نه کل تصویر را. اکنون، دورهی توسعهی انقلابی مسالمتآمیز گذشته است، اما دورهی قیام سراسری هنوز فرا نرسیده است.» به گفته او: «مبارزه اکنون باید از شکل سیاسی به نظامی ارتقا یابد. با این حال، سیاست در حال حاضر از امور نظامی مهمتر است. ما باید شکل مناسبی برای پیشبرد جنبش پیدا کنیم. اگر مبارزهای را آغاز کنیم و هر بار که دشمن از راه میرسد، مردم مجبور به تخلیه به کوهها و جنگلها شوند، با مشکلات زیادی روبرو خواهیم شد. ما باید اطمینان حاصل کنیم که فعالیتهای مسلحانه ادامه مییابد در حالی که مردم در مناطق تولیدی خود باقی میمانند و فقط نیاز به تقویت وظیفه نگهبانی دارند تا از دستگیری یا آسیب رساندن دشمن به افراد درگیر در این فعالیتها جلوگیری شود.» او پیشنهاد به تعویق انداختن قیام را داد؛ در عین حال، دستور داد که ارتش تبلیغات و آزادی ویتنام فوراً تأسیس شود.
طبق خاطرات «از مردم» (انتشارات ارتش خلق، ۱۹۶۹)، ژنرال وو نگوین جیاپ روایت میکند: «تمام مقدمات تکمیل شده بود. یک روز قبل از مراسم تأسیس تیم، نامهای کوچک از عمو هو که در یک پاکت سیگار قرار داده شده بود، دریافت کردیم. پس از باز کردن آن، دستورالعمل او در مورد تأسیس ارتش تبلیغات و آزادی ویتنام را یافتیم.» در این دستورالعمل آمده بود: «نام، ارتش تبلیغات و آزادی ویتنام، به این معنی است که سیاست از امور نظامی مهمتر است. این یک تیم تبلیغاتی است. زیرا برای مؤثر بودن اقدام، اصل اصلی در امور نظامی، اصل تمرکز نیروها است. بنابراین، طبق دستورالعمل جدید حزب، مصممترین و مشتاقترین کادرها و اعضای تیم را از صفوف تیمهای چریکی کائو-بک-لانگ انتخاب خواهیم کرد و بخش بزرگی از سلاحها را برای تشکیل نیروی اصلی متمرکز خواهیم کرد.» در این دستورالعمل آمده بود: در مورد تاکتیکها: «از تاکتیکهای چریکی، مخفیانه، سریع و فعال استفاده کنید، امروز از شرق و فردا از غرب، بدون هیچ ردی وارد شوید و بدون هیچ ردی خارج شوید.»
او در ادامه دستور داد: «ما باید به مردم تکیه کنیم، محکم به مردم تکیه کنیم، آنگاه دشمن هرگز نمیتواند ما را نابود کند. سازماندهی واحد باید شاخه حزب را به عنوان هسته رهبری خود داشته باشد.» «ظرف یک ماه، باید فعالیتهایی برای ایجاد اعتماد بین سربازان و ایجاد سنت اقدام سریع و پیشگیرانه برای سربازان انجام شود.»
پس از یک دوره آمادهسازی شتابزده، دقیقاً ساعت ۵ بعد از ظهر روز ۲۲ دسامبر ۱۹۴۴، در کوه اسلم کائو، در جنگل تران هونگ دائو، که اکنون در کمون تام کیم، ناحیه نگوین بین، استان کائو بانگ قرار دارد، رفیق وو نگوین جیاپ، که از سوی حزب و رهبر هوشی مین برای سازماندهی، رهبری و فرماندهی به او سپرده شده بود، تأسیس ارتش تبلیغات و آزادی ویتنام را اعلام کرد و مأموریت این تیم را برای میهن به روشنی تشریح نمود.
در بدو تأسیس، این تیم ۳۴ عضو (۲۹ نفر از اقلیتهای قومی و ۵ نفر باقیمانده از قوم کین) و تنها ۳۴ سلاح ابتدایی از انواع مختلف داشت. آنها در ۳ دسته سازماندهی شده بودند که رهبری آنها را رفیق تران ون کی، معروف به هوانگ سام، به عنوان رهبر تیم؛ رفیق دونگ مک تاچ، معروف به شیچ تانگ، به عنوان کمیسر سیاسی؛ رفیق هوانگ ون تای، معروف به هوانگ ون سیم، مسئول اطلاعات و عملیات؛ رفیق لام کین، معروف به لام کام نهو (نوه ارشد نگوین تونگ هین)، مسئول کار سیاسی؛ و رفیق لوک ون لونگ، معروف به ون تین، به عنوان مدیر بر عهده داشتند. اینها سربازان مصمم و شجاعی بودند که با دقت از واحدهای چریکی کائو-بک-لانگ و از کسانی که علوم نظامی را در خارج از کشور تحصیل کرده بودند، انتخاب شده بودند. اکثر آنها تجربه جنگی داشتند و از فنون و تجربه نظامی تا حدودی آگاه بودند.
به دنبال دستور رهبر هوشی مین، "ما باید در اولین نبرد پیروز شویم"، بلافاصله پس از تشکیل، این تیم هوشمندانه و جسورانه خود را به شکل سربازان دشمن درآورد و مخفیانه به پاسگاههای دشمن حمله کرد.
بعدازظهر ۲۵ دسامبر ۱۹۴۵، ساعت ۵ بعد از ظهر، با نقشههای مقدماتی، این واحد بهطور غیرمنتظرهای به پاسگاه فای خات حمله کرد و یک سرباز دشمن را کشت، ۱۷ نفر را اسیر کرد و ۱۷ قبضه سلاح را به غنیمت گرفت؛ در ۲۶ دسامبر ۱۹۴۵، نیروهای ما به پاسگاه نا نگان، در ۱۵ کیلومتری آنجا حمله کردند و پنج سرباز دشمن را کشتند، ۱۷ نفر را اسیر کردند و ۲۷ قبضه سلاح و تجهیزات و تدارکات نظامی زیادی را به غنیمت گرفتند...
با اجرای تاکتیک «آمدن بدون رد پا، رفتن بدون رد پا» و برای حفظ مشروعیت برای مردم، پس از اجرای دقیق سیاستهای مربوط به اسرای جنگی و توزیع غنایم جنگی به مردم محلی، این تیم در مورد چگونگی مقابله با دشمن در حال نزدیک شدن بحث کرد. تیم به سرعت و مخفیانه به پایگاه جدیدی نقل مکان کرد. در طول راهپیمایی یک روزه و یک شبه، همه فقط یک وعده غذایی داشتند، اما همه مشتاق و مغرور بودند و احساس میکردند که «یک وعده غذا در روز میخورند و دو نبرد در روز میجنگند»...
منبع: https://baothuathienhue.vn/chinh-polit-xa-hoi/theo-dong-thoi-su/80-nam-truoc-quan-doi-ta-ra-doi-149178.html







نظر (0)