پدرم با وجود سن بالا، هنوز بسیار سالم و تیزهوش است. هر روز دقیقاً ساعت ۴:۳۰ صبح، برای ورزش از خواب بیدار میشود و برای حفظ سلامتیاش چند قدمی در باغ قدم میزند. او اغلب کارهای خانه را انجام میدهد و وقتی نوههایش خانه را کثیف میکنند، آن را مرتب میکند. او به نوههایش بسیار نزدیک و دلسوز است. او وقتی کوچک بودند، از تک تک آنها مراقبت میکرد و آنها را در آغوش میگرفت، بنابراین آنها او را بسیار دوست دارند. دوازده نوه، چه از طرف پسر و چه از طرف دختر، هنوز هم با محبت او را "رئیس" صدا میزنند. زیرا او همیشه رهبر است، کسی که بازیها را از آببازی و فوتبال گرفته تا ساختن کلبههای کاهگلی آغاز میکند...
در مورد خانوادهی گسترده، او همیشه «برادر بزرگتر» و «ستون» معنوی فرزندان و نوههایش بود. پدر شوهرم شش فرزند داشت؛ پسر دوم مکانیک، دختر سوم خیاط، دختر چهارم و خواهر و برادر ششم و کوچکتر همگی معلم بودند. شوهرم، فرزند پنجم، افسر پلیس بود. او اغلب فرزندان و نوههایش را به سختکوشی، درس خواندن و عشق ورزیدن به یکدیگر در زندگی تشویق میکرد. او همیشه هر زمان که به خانهاش میرفتیم یا برای صرف یک وعده غذایی سریع با او توقف میکردیم، به ما توصیه میکرد: «شما باید کار خود را به خوبی انجام دهید تا حرفهتان را حفظ کنید. فقط با یک شغل پایدار میتوانید فرزندانتان را به خوبی تربیت کنید و آنگاه خانواده گرم، شاد و هماهنگ خواهد بود.»
در طول ده سالی که ازدواج کردهام، پدر شوهرم حتی یک بار هم صدایش را روی من بلند نکرده است. برعکس، او همیشه بسیار درککننده و مشوق بوده است، چون فرزندانم کوچک هستند و شوهرم اغلب به خاطر وظیفهاش بیرون از خانه است. او در همه چیز از بزرگ کردن فرزندانم گرفته تا یادآوری ملایم «سعی کن شوهرت را درک کنی» به من مشاوره و راهنمایی میدهد، چون او به دلیل وظایفش به ندرت در خانه است. پدر شوهرم بسیار با ملاحظه و مهربان است؛ من او را خیلی دوست دارم. او مثل پدر خودم است. وقتی گاهی اوقات به دیدنش میروم، به حرفهایش گوش میدهم، از سلامتیاش میپرسم و با او غذا میخورم. همین، اما او همیشه خوشحال است و مشتاقانه منتظر بازگشت فرزندان و نوههایش است.
پدرم با وجود سن بالا، با پشتکار در جلسات منظم شاخه حزب شرکت میکند، تلویزیون تماشا میکند، روزنامه میخواند و اخبار بینالمللی، ملی و استانی را دنبال میکند. او همچنین کاملاً "مدرن" است و به راحتی فرزندان و نوههایش را در سفرها به مکانهای مختلف همراهی میکند. او همیشه خوشحال است که در مکانهای زیبا با آنها "هماهنگی" کند تا خاطرات ماندگاری خلق کند. در مناسبتهایی مانند 30 آوریل و 2 سپتامبر (روز ملی)، از فرزندان و نوههایش میخواهد که او را به بازدید از مکانهای تاریخی و بناهای تاریخی در داخل و خارج از استان ببرند. او به نوههایش در مورد اهمیت سنگرها و سنگرها در جنگ میگوید و نبردهایی را که در آنها شرکت کرده است، بازگو میکند. هر سفر به یک خاطره خانوادگی گرامی تبدیل شده و پیوندهای بین اعضای خانواده را تقویت میکند.
آخر هفتهها و تعطیلات، عروسها، دامادها و نوهها دور او جمع میشوند. خانه کوچک او پر از خنده و پچپچ فرزندان و نوههایش است. امیدواریم که او سالم بماند و در شادیها و غمهای زندگی همچنان از ما حمایت کند. او همیشه «برادر بزرگتر»، «ستون قدرت» و کسی خواهد بود که میتوانیم به او تکیه کنیم.
سلام بینندگان عزیز! فصل چهارم با موضوع «پدر» رسماً در تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴ در چهار پلتفرم رسانهای و زیرساختهای دیجیتال رادیو و تلویزیون و روزنامه بین فوک (BPTV) آغاز میشود و نوید میدهد که ارزشهای شگفتانگیز عشق مقدس و زیبای پدرانه را به عموم مردم ارائه دهد. |
منبع: https://baobinhphuoc.com.vn/news/19/171316/bo-chong-toi-la-lao-dai







نظر (0)