باران بیشتر از درد دوام میآورد.
مادر آنجا نشسته بود، دلش پر از حسرت و اندوه بود.
پژواک خیالپردازیهای میدان نبرد
در جوانی، مادرش چه مسیرهایی را طی کرد؟

تصویر: توآن آن
دود عود همچنان باقی مانده بود و حس اضطراب را برمیانگیزاند.
حصارکشیهای بیهدف و مداوم فقط توجه را هدر میدهد.
خاکستر، خون و مؤمن.
مادر، بینام، در سکوت تعظیم میکند و از هر سو چنگ میزند.
مادرم از همیشه لاغرتر است، دلش درد میکند.
در مه و یخبندان عصرگاهی، چه کسی برای بردنش میآید؟
هر دانه شن، دردی را در خود جای داده است.
وی شوین هزاران بیت شعر زائد به باد بدهکار است.
من این خداحافظی را به مادرم مدیونم.
بدهی به وی شوین باعث شده فنرهای زیادی بشکنند.
سکوت هزاران نیزارِ در حال ذوب
با تعظیمی کوتاه، در برابر وی شوین سر تعظیم فرود میآورم...
ردیف به ردیف سنگ قبرها در حال مراقبه دراز کشیدهاند.
دلم از هق هق گریه می شکند، مامان!
کمر مادرم خمیده است، وقت تنگ است.
بوی عود، بوی علف، حامل لالایی مادر...
منبع: https://thanhnien.vn/chieu-vi-xuyen-tho-cua-thy-nguyen-18525072615394728.htm






نظر (0)