Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

موضوع بازدید کودکان برای تت (سال نو قمری) همیشه و هر سال بدون مشکل نیست.

همچنان که عید تت نزدیک می‌شود و من بر روی قربانگاه عود روشن می‌کنم، خاطرات قدیمی را به یاد می‌آورم و بهتر می‌فهمم که هر کسی وطن و خانواده‌ای دارد.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ11/01/2026

Tết  - Ảnh 1.

خانه قدیمی والدینم - عکس: ارائه شده توسط نویسنده

خانه من نزدیک بزرگراه ملی ۱A است، که اکنون در بخش بین سون، استان کوانگ نگای قرار دارد. در قدیم، هر سال در ماه دسامبر، پدر و مادرم به اداره پست منطقه می‌رفتند و با استفاده از تلفن‌های ثابت آژانس‌ها و مشاغلی که فرزندانشان در آنها کار می‌کردند، می‌پرسیدند که آیا برای عید تت (سال نو قمری) به خانه برمی‌گردیم یا نه. با درک اشتیاق مادرم، با اینکه کارهای زیادی برای انجام دادن داشتیم، همه به او گفتیم که به خانه برمی‌گردیم.

از آن به بعد، مادرم پدرم را تشویق می‌کرد که به مزارع برود، موسیر از خاک بیرون بیاورد، آنها را ببرد و در خاکستر آشپزخانه دفن کند. سپس، مادرم به حیاط خلوت می‌رفت، یک پاپایای رسیده می‌چید، پوستش را می‌گرفت، به شکل‌های مختلف «شکل» می‌داد و قبل از ترشی انداختن موسیر در سس ماهی، خشک می‌کرد.

سپس مادرم شیشه سیمانی را باز کرد و برنج چسبناکی را که پدر و مادرم از ماه مارس در مزارع روستا کاشته بودند، بیرون آورد. او آن را حدود یک روز در آفتاب خشک کرد، سپس آن را تقسیم کرد و بخشی را برای تهیه کیک برنج پف کرده کنار گذاشت. بخش بزرگتر را آسیاب کرد تا کیک برنج چسبناک درست کند یا با تخم مرغ مخلوط کرد تا کیک برنج ساده درست کند.

مادرم همچنین پودر گیاه پیکان (که آن هم در باغچه کاشته شده بود) را برداشت و آسیاب کرد تا کیک برنجی درست کند. کار سخت بود، اما شادی در چشمانش برق می‌زد.

در آن زمان، فرودگاه چو لای هنوز عملیاتی نشده بود، بنابراین برای بازگشت به زادگاهمان از شهر هوشی مین، مجبور بودیم به فرودگاه دانانگ برویم و سپس با اتوبوس یا کرایه ماشین به کوانگ نگای برویم و بلیط‌ها بسیار گران بودند. من و خواهرانم، مانند بسیاری دیگر که به مدرسه رفتند و در نهایت در شهر ماندند، با مشکلات زیادی در زندگی روبرو شدیم، بنابراین تصمیم گرفتیم با اتوبوس به خانه برگردیم.

به همین دلیل است که بعد از سوار شدن به اتوبوس، فقط منتظر رسیدن به خانه هستید زیرا در طول مسیر نمی‌توانید پیامک بفرستید یا تماس بگیرید. بنابراین، از اواسط دسامبر تا پایان ماه، در حومه شهر، هر خانواده‌ای مشتاقانه منتظر خبر بازگشت فرزندانشان است. چه چیزی می‌تواند شادتر از این باشد که پس از یک سال کار سخت، والدین و فرزندان یکدیگر را در آغوش بگیرند، سپس با دوچرخه و موتورسیکلت افراد و چمدان‌ها را به خانه برگردانند؟ خنده و پچ پچ خیابان‌های روستا را پر می‌کند.

در آن روزها، مادرم در حالی که مشتاقانه منتظر بود، کار می‌کرد. هر وقت صدای ایستگاه اتوبوس را در بزرگراه ملی ۱A می‌شنید، به سمت دروازه می‌دوید و به بیرون نگاه می‌کرد. و نیمه‌شب، از جا می‌پرید و به پدرم می‌گفت که با دوچرخه‌اش به جاده اصلی برود تا ببیند آیا پسرش به خانه می‌آید یا نه. بیدار ماندن تا دیروقت و کار زیاد، او را ضعیف‌تر کرده بود. فقط چشمانش، پر از اشتیاق برای پسرش، پر از زندگی باقی مانده بودند.

سپس، بچه‌هایی که دور از خانه زندگی می‌کردند، کم‌کم به خانه برگشتند و خانه قدیمی را پر جنب و جوش‌تر کردند. ما خودمان را مشغول تمیز کردن خانه کردیم، سپس برای خرید گل و مقداری کیک و میوه بیشتر به بازار چائو او رفتیم. بعد از ظهر سی‌ام تت، پس از دعا برای اجدادمان، همه دور میز شام گرم و دنج شب سال نو جمع شدیم.

سپس، در اولین روز تت (سال نو قمری)، همه برای مادر و فرزندانشان سال نو را تبریک می‌گفتند، سپس برای روشن کردن عود به مزار اجداد می‌رفتند و به دیدار اقوام، همسایگان و دوستان می‌رفتند. با توجه به اینکه مادرشان تمام عمرش سخت کار کرده بود، همه داوطلب می‌شدند تا او را بیرون ببرند. اما مادرشان به جز زادگاه مادری‌اش، برای روشن کردن عود و سپس بازگشت به خانه، به جای دوری نمی‌رفت. زیرا می‌دانست که زمان محدود است و ماندن در خانه برای گپ زدن با فرزندانش لذت‌بخش‌تر است.

Tết  - Ảnh 2.

آماده کردن نذورات برای مراسم پرستش اجداد در حیاط در بعد از ظهر سی‌ام عید تت - عکس: ارائه شده توسط نویسنده

اما برای بچه‌ها همیشه آسان نیست که برای عید تت به خانه برگردند. من هرگز آن دیدار تت را فراموش نمی‌کنم. قبل از عید تت، پسر کوچکم و همسرش سرشان شلوغ بود، بنابراین به دو خواهرش گفت که نمی‌تواند به خانه بیاید. اما برای اینکه به من اطمینان بدهد، قول داد که من خواهم آمد.

صبح روز سی‌ام تت (شب سال نو قمری)، مادرم آنقدر منتظر مانده بود که حوصله‌اش سر رفته بود و از دختر بزرگم و شوهرش، و سپس از دختر کوچکم و شوهرش سوال پرسید. هر دوی آنها با شنیدن سوال من، از جواب دادن طفره رفتند: «گفتند که به خانه برمی‌گردند. اما احتمالاً مشغول کاری هستند. نگران نباش، مامان و بابا، تت بعدی به خانه می‌آیند.» با شنیدن این حرف، مادرم آهی عمیق کشید: «همه بچه‌های بزرگترم به خانه آمده‌اند، اما پسر کوچکم نه.»

شام شب سال نو آن سال خیلی خوشمزه‌تر از همیشه بود، اما فضا فوق‌العاده کساد بود. وقتی داشتیم غذا می‌خوردیم، ناگهان صدای پارس سگی را جلوی خانه شنیدیم، بعد سکوت. همه فکر کردیم همسایه‌ای است که از کنار دروازه رد می‌شود.

اما مادرم فرق داشت؛ او بی‌صدا و سریع از در بیرون رفت. سپس صدای او و صدای برادر کوچکترم و همسرش را شنیدیم که دوباره به داخل برگشتند. انگار همه ما و شام دوباره زنده شدیم.

پسر کوچک‌تر بعد از اینکه سریع صورتش را شست، پشت میز نشست و گفت: «ما فقط داشتیم به شما بچه‌ها می‌گفتیم که به خانه نمی‌آیم تا بتوانید این موضوع را برای والدینمان توضیح دهید. اما صبح روز بیست و نهم عید تت، احساس بی‌قراری کردیم، بنابراین من و همسرم تصمیم گرفتیم به خانه بیاییم.»

پسر کوچک‌تر و همسرش با عجله چند لباس را در کوله پشتی گذاشتند، در را بستند، فرزندشان را برداشتند و برای خرید بلیط، یک تاکسی به ایستگاه اتوبوس شرقی کرایه کردند. خوشبختانه، یک اتوبوس اضافی برای مسیر کوانگ نگای وجود داشت. اما اتوبوس کند حرکت می‌کرد و دو بار هم خراب شد، بنابراین آنها دیر رسیدند.

قبل از اینکه بتواند داستانش را تمام کند، همه ما یکصدا هورا کشیدیم و موافقت کردیم که پسر کوچکمان و همسرش عاقل بوده‌اند. چون اگر آنها به خانه برنمی‌گشتند، مامان غمگین می‌شد و سال نو قمری بدی در پیش بود.

با گذشت سال‌ها، زندگی ما به تدریج بهتر شد. اما والدین ما مدت زیادی بود که رفته بودند. وقتی تت (سال نو قمری) از راه رسید، در حالی که روی محراب عود روشن می‌کردم، گذشته را به یاد آوردم و بهتر فهمیدم که هر کسی وطنی، خانواده‌ای دارد. آن مکان همیشه با آغوش باز از شما استقبال می‌کند، به خصوص در فصل بهار و تت.

از خوانندگان دعوت می‌کنیم تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند.

روزنامه‌ها به عنوان منبع تغذیه معنوی در طول فصل سال نو قمری، جوانان ما به همراه شریک خود، شرکت سیمان INSEE، همچنان از خوانندگان دعوت می‌کنیم تا در مسابقه نویسندگی «خانه بهاری» شرکت کنند و خانه خود - پناهگاه گرم و دنج خود، ویژگی‌های آن و خاطرات فراموش‌نشدنی‌اش - را به اشتراک بگذارند و معرفی کنند.

خانه‌ای که پدربزرگ و مادربزرگ، والدین و خودتان در آن به دنیا آمده و بزرگ شده‌اید؛ خانه‌ای که خودتان ساخته‌اید؛ خانه‌ای که اولین عید تت (سال نو قمری) خود را با خانواده کوچکتان در آن جشن گرفتید... همه را می‌توان برای معرفی به خوانندگان در سراسر کشور به مسابقه ارسال کرد.

مقاله «خانه ای گرم در بهار» نباید قبلاً در هیچ مسابقه نویسندگی شرکت داده شده باشد و یا در هیچ رسانه یا شبکه اجتماعی منتشر شده باشد. مسئولیت کپی رایت بر عهده نویسنده است و در صورت انتخاب مقاله برای انتشار در نشریات، کمیته برگزارکننده حق ویرایش مقاله را دارد. جوانان حق امتیاز دریافت خواهند کرد.

این مسابقه از اول دسامبر ۲۰۲۵ تا ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد و همه مردم ویتنام، صرف نظر از سن یا حرفه، می‌توانند در آن شرکت کنند.

مقاله «خانه‌ای گرم در یک روز بهاری» به زبان ویتنامی باید حداکثر ۱۰۰۰ کلمه باشد. استفاده از عکس و فیلم توصیه می‌شود (عکس‌ها و فیلم‌های گرفته شده از رسانه‌های اجتماعی بدون حق چاپ پذیرفته نمی‌شوند). آثار فقط از طریق ایمیل پذیرفته می‌شوند؛ برای جلوگیری از گم شدن آثار، پست پذیرفته نمی‌شود.

آثار باید به آدرس ایمیل maiamngayxuan@tuoitre.com.vn ارسال شوند.

نویسندگان باید آدرس، شماره تلفن، آدرس ایمیل، شماره حساب بانکی و شماره شناسایی شهروندی خود را ارائه دهند تا برگزارکنندگان بتوانند با آنها تماس بگیرند و حق امتیاز یا جوایز را ارسال کنند.

کارکنان روزنامه جوانان اعضای خانواده می‌توانند در مسابقه نویسندگی «گرمای بهاری» شرکت کنند اما برای دریافت جوایز در نظر گرفته نخواهند شد. تصمیم کمیته برگزارکننده قطعی است.

Mái nhà của ngoại trong mùa gió nắng - Ảnh 1.

مراسم اهدای جایزه پناهگاه بهاری و رونمایی از نسخه ویژه بهار جوانان

هیئت داوران شامل روزنامه‌نگاران مشهور، چهره‌های فرهنگی و نمایندگان مطبوعات بودند. جوانان هیئت داوران، آثاری را که از مرحله مقدماتی عبور کرده‌اند، بررسی و برندگان را انتخاب خواهند کرد.

مراسم اهدای جوایز و رونمایی از شماره ویژه Tuoi Tre Spring قرار است در پایان ژانویه ۲۰۲۶ در خیابان کتاب نگوین ون بین، شهر هوشی مین برگزار شود.

جایزه:

جایزه اول: ۱۰ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

جایزه دوم: ۷ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

جایزه سوم: ۵ میلیون دانگ ویتنام + گواهی، یک نسخه بهاری از Tuoi Tre؛

۵ جایزه‌ی تقدیری: ۲ میلیون دونگ ویتنامی برای هر نفر + گواهی‌نامه، یک نسخه از مجله‌ی بهاری Tuoi Tre.

۱۰ جایزه برگزیده خوانندگان: ۱ میلیون دونگ ویتنامی برای هر کدام + گواهی، نسخه بهاری Tuoi Tre.

امتیازهای رأی‌گیری بر اساس تعامل با پست محاسبه می‌شوند، به طوری که ۱ ستاره = ۱۵ امتیاز، ۱ قلب = ۳ امتیاز و ۱ لایک = ۲ امتیاز.

برگردیم به موضوع
وو کیو

منبع: https://tuoitre.vn/chuyen-cac-con-ve-tham-tet-phai-dau-nam-nao-cung-thuan-2026011121490638.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
«آرامش در خنده کودکان»

«آرامش در خنده کودکان»

شتاب

شتاب

جزایر و دریاهای ویتنام

جزایر و دریاهای ویتنام