
درون جامعه نوآوری هوش مصنوعی Beiwei در پکن - مرکزی کلیدی برای حمایت و پرورش استعدادهای استارتاپی بر اساس مدل OPC - عکس: UCAS
همراه با آن، مفهوم «ابرافراد» مطرح میشود - افرادی که قادر به استفاده از هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال برای انجام کارهایی هستند که قبلاً توسط بسیاری از افراد انجام میشد.
پس از سالها اجرا و ترویج استراتژی «هوش مصنوعی» با هدف ادغام عمیق و بهکارگیری هوش مصنوعی (AI) در تمام جنبههای اقتصاد و جامعه، مفهوم شرکت تکنفره (OPC) در چین از تعریف ساده یک کسبوکار با یک مالک واحد فراتر رفته و به مدل «1N» تبدیل شده است.
این مدل شامل یک بنیانگذار است که نقش اصلی را ایفا میکند، در حالی که "N" عوامل هوش مصنوعی مانند OpenClaw، Miaoda و غیره هستند، همراه با ابزارهای دیجیتال جامع که از همه چیز از طراحی، برنامهنویسی، نوشتن محتوای محصول، آزمایش رابط کاربری، عملیات گرفته تا تجزیه و تحلیل دادهها و مدیریت مالی اولیه پشتیبانی میکنند.
پشتیبانی خوب از سیاستها
تا ژوئن ۲۰۲۵، چین بیش از ۷ میلیون شرکت OPC تازه تأسیس خواهد داشت که مجموع آنها را به بیش از ۱۶ میلیون واحد میرساند و بیش از یک چهارم کل شرکتهای ثبتشده این کشور را تشکیل میدهد.
چای دایکوآن، مدیرعامل CIC، یک شرکت تحقیقات و مشاوره بازار چینی، در گفتگو با روزنامه نشنال بیزینس دیلی گفت که سقف درآمد سالانه اکثر OPCهای مجهز به هوش مصنوعی در حال حاضر بین ۵ تا ۲۰ میلیون یوان (تقریباً ۷۳۵۰۰۰ تا ۲.۹ میلیون دلار) است.
این کسبوکارها معمولاً به حداقل داراییهای ملموس یا سرمایهگذاریهای کلان نیاز دارند، به شدت به دانش متکی هستند، مدلهای کسبوکار نوآورانه را میپذیرند و عمدتاً توسط افرادی تأسیس میشوند که پس از سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ متولد شدهاند.
طبق دادههای موسسه تحقیقات اطلاعات و ارتباطات چین، بیش از ۶۲ درصد از شرکتهای تولیدی سازمانی (OPC) که عمیقاً از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند، در مقایسه با شرکتهای کوچک و خرد سنتی، ۳ تا ۵ برابر بهرهوری کاری خود را افزایش دادهاند. علاوه بر این، OPCهای ایجاد شده توسط مرکز استارتاپ Dreame (بخشی از گروه فناوری Dreame چین) به طور متوسط تنها ۱۲ روز طول میکشد تا عملیاتی شوند.
طبق پلتفرم Half-Moon Talk، در میان OPC های با عملکرد بالا، ۹۲٪ از هوش مصنوعی در سطح عمیقی برای به حداقل رساندن هزینههای عملیاتی استفاده میکنند. بسیاری از شرکتها فقط چند صد تا چند هزار یوان برای هزینههای عملیاتی ماهانه هزینه میکنند.
در واقع، توسعه سریع مدل OPC ارتباط نزدیکی با تغییرات قابل توجه سیاستها در چین دارد. به عنوان مثال، قانون اصلاحشده شرکتهای چینی که از ژوئیه ۲۰۲۴ لازمالاجرا شد، مقرراتی را که هر فرد را به تأسیس تنها یک OPC محدود میکرد، لغو کرد. این قانون جدید به افراد اجازه میدهد تا چندین کسبوکار راهاندازی کنند و OPCها نیز مجاز به سرمایهگذاری در سایر نهادها هستند و این امر زمینه قانونی مساعدی را برای گسترش ایجاد میکند.
دولتهای بسیاری از استانها و شهرهای بزرگ نیز سیاستهای حمایتی خاصی مانند ساخت OPC (مراکز عملیات برای تولید) برای استارتآپها، یارانه استفاده از قابلیتهای محاسبات هوش مصنوعی، چشمپوشی یا کاهش اجاره دفتر و تأمین مسکن برای افراد با استعداد را صادر کردهاند.
چالشهای OPC
طبق پلتفرم مالی Caixin، گروه هدف این مدل عمدتاً افراد بین ۳۰ تا ۴۰ سال هستند، به این معنی که آنها تجربه حرفهای دارند و قبل از شروع کسب و کار خود، مقدار مشخصی از منابع مالی را جمعآوری کردهاند.
با این حال، در واقعیت، تنها حدود ۲۰٪ از این گروه به سودآوری پایدار دست مییابند، حدود ۴۰٪ عمدتاً به دلیل محدودیتهای دسترسی به مشتری با مشکلاتی روبرو هستند و ۴۰٪ باقیمانده هنوز رسماً عملیات تجاری خود را آغاز نکردهاند.
بسیاری از OPCها معمولاً در حوزههای سهلالوصول مانند تولید محتوا و توسعه محصول شروع به کار میکنند. همه اینها بازارهای بسیار رقابتی هستند، بنابراین مزیت رقابتی به پیشینه حرفهای، مهارتهای یافتن شریک و توانایی حفظ جذابیت بازار بستگی دارد.
یی فو به روزنامه اقتصادی چین توضیح داد: «برای یک شرکت تک نفره، بزرگترین چالشها، تابآوری در برابر ریسک و نحوه تخصیص منابع شخصی است.» یی فو بنیانگذار اپلیکیشن کاریابی مبتنی بر هوش مصنوعی Career Genie است که درآمد سالانه دهها میلیون یوان دارد.
به گفته آقای دویک، کسانی که در مدل OPC شروع به کار میکنند، باید حوزه تخصص خود را به وضوح تعریف کنند، به جای توسعه محصولات در یک جهت کلی، روی یک بخش خاص از بازار تمرکز کنند و بدانند چگونه از هوش مصنوعی برای جبران محدودیتهای خود استفاده کنند.
علاوه بر چالشهای بازار، تأمین مالی نیز یک مانع بزرگ است. ارزش اصلی اکثر OPCها در داراییهای نامشهود مانند قابلیتهای فردی، الگوریتمها، دادهها، نرمافزار، داراییهای دیجیتال، قراردادها یا روابط مشتری نهفته است. در مقابل، سیستمهای اعتباری سنتی در درجه اول به داراییهای ملموس، گزارشهای مالی استاندارد، جریان نقدی پایدار و سابقه اعتباری به عنوان معیارهای ارزیابی متکی هستند.
ریسک اعتباری بالا
با وجود رشد سریع آنها، اکثر مشاغل OPC هنوز هم ریسک اعتباری بالایی دارند زیرا ارزش اصلی آنها در درجه اول از الگوریتمها، دادهها، داراییهای دیجیتال یا قابلیتهای فردی ناشی میشود.
طبق نظرسنجی انجمن شرکتهای کوچک و متوسط چین، دسترسی به سرمایه برای شرکتهای OPC در بخش علم و فناوری ، با مدل دارایی سبک آنها، کمتر از یک سوم شرکتهای کوچک و خرد سنتی است و میانگین هزینه جذب سرمایه نیز 2 تا 3 درصد بیشتر است.
منبع: https://tuoitre.vn/cong-ty-trach-nhiem-mot-minh-20260516234757848.htm







نظر (0)