متن و عکسها از خان فان
نروژ در شبه جزیره اسکاندیناوی در شمال اروپا واقع شده است و از غرب و جنوب با دریا هم مرز است.
از شمال، با سوئد در شرق و فنلاند و روسیه در شمال هممرز است. برای این سفر، من دو جزیره معروف نروژی را انتخاب کردم: لوفوتن و سنجا.

من به ویژه تحت تأثیر لوفوتن، مجمعالجزایر و منطقهای سنتی متعلق به شهرستان نوردلند نروژ، قرار گرفتم که تقریباً ۱۲۲۷ کیلومتر مربع مساحت دارد و جمعیت کمی در حدود ۲۴۵۰۰ نفر دارد. این مجمعالجزایر مناظر بینظیری با چشمگیرترین قلههای کوهستانی دارد که تا دریای نروژ امتداد یافتهاند. در اینجا میتوانید دریاهای آزاد، خلیجهای محافظتشده و مناطق بکر و دستنخورده را پیدا کنید. برای رسیدن به لوفوتن، مجبور شدم یک سفر دو روزه با سه پرواز، از جمله دو توقف در دوحه و اسلو قبل از پرواز به ایونز، را تحمل کنم. از ایونز، پنج ساعت دیگر با ماشین تا لوفوتن فاصله بود.
من به لوفوتن آمدم تا شاهد زیباییهای دیدنی طبیعت باشم و ناامید نشدم. مناظر لوفوتن هم قدرتمند و هم مسحورکننده است. آب و هوای لوفوتن ساعت به ساعت تغییر میکند؛ بادهای چرخان در تونلهای کوهستانی میپیچند و به ماشینها برخورد میکنند. اما در یک چشم به هم زدن، هوا آرام میشود، آب را ساکن میکند و کوههای پوشیده از برف را که دهکده ماهیگیری را در آغوش گرفتهاند، منعکس میکند. خانههای قرمز و زرد در مقابل رنگهای جادویی آسمان - رنگهای مشخصه حومه نروژ - خودنمایی میکنند.
پل هامنوی، یکی از مقاصد محبوب در لوفوتن است که تقریباً در تمام طول روز مملو از عکاسان است. عکاسان منظره از سراسر جهان که مجذوب آب و هوای هیجانانگیز و الهامبخش لوفوتن شدهاند، به اینجا میآیند. با این حال، عکاسی در هامنوی آسان نیست؛ موقعیت مرتفع آن، آن را مستقیماً در معرض بادهای دریایی چرخان قرار میدهد که پل را میلرزاند و گاهی اوقات مجبور میشوم دوربینم را به نرده ببندم و برای ثابت ماندن در برابر باد، سهپایه را نگه دارم. در مقابل پل هامنوی، روستایی با نام منحصر به فرد و کوتاه «Å» قرار دارد. ردیفی از خانههای قرمز در امتداد ساحل، با صخرههای ناهموار که امواج قدرتمند را در خود جای دادهاند، و کوههای باشکوه پشت آن که پوشیده از کولاک برف هستند، صحنهای واقعاً باشکوه ایجاد میکنند.

در لوفوتن، آبشارهای کوچکی مانند مولنوا در میان صخرهها پراکنده شدهاند، نهرهایی که از ذوب شدن برفها تشکیل شدهاند. در زمستان، و به خصوص در روزهای بادی و برفی، مناظر دائماً تغییر میکنند. مسیری که باید از آن عبور میکردم پوشیده از برف ضخیم بود و سنگها از یخ لغزنده بودند. دو ساعت بالا و پایین رفتن برای یک لحظه. رسیدن به آبشار به معنای دیدن همتیمیهایم به کوچکی نوک چوب غذاخوری بود، در حالی که من به طرز خطرناکی روی صخره نشسته بودم - احساسی توأمان از ترس و هیجان. شاتر دوربین با دقت فشار داده شد و وقتی به ماشین برگشتم، انگشتان پایم سفت و به هم چسبیده بودند. سریع بخاری را روشن کردم و احساس کردم رگهای خونیام به شدت تلاش میکنند تا دوباره جان بگیرند.
یکی از فعالیتهای توریستی مورد علاقه من در نروژ، شکار شفق قطبی است. شفق قطبی معمولاً زمانی ظاهر میشود که ترکیبی از عوامل وجود داشته باشد: هوای بسیار سرد، آسمان صاف، شدت بالای شفق قطبی (KP)، ماه نه چندان درخشان و حتی تأثیر طوفانهای خورشیدی... من شبهای طولانی زیادی را در جادهها گذراندم و سعی کردم شفق قطبی آبی را ثبت کنم. همگرایی همه این عوامل ضروری است و من هشت شب ناموفق داشتم. یک لحظه آسمان صاف بود، ستارهها چشمک میزدند و نمایشی دیدنی را نوید میدادند، هالههای آبی-بنفش در افق نمایان میشدند. اما نه!
ناگهان کولاک برف شروع شد، برف مثل نمکی بود که روی من پاشیده شود. من در ساحل اوتاکلیو ایستاده بودم و مجبور شدم به سرعت سوار ماشینم شوم تا در میان باد شدید به هتل برگردم. در حین رانندگی برای سلامتیام دعا میکردم.

پس از طوفان، جادهها به دلیل لایه ضخیم یخ که سطح لغزنده را پوشانده، خطرناک میشوند و مسیر پر از پیچهای تند و دیدنی در امتداد گذرگاههای کوهستانی، تونلها و جادههای کوهستانی پر پیچ و خم است. شبهای بیخوابی بسیاری را با ناامیدی از آسمان تیره گذراندم. از روزهای آفتابی طلایی شادمان بودم. طبیعت به آرامی آفتاب را ارزانی میدارد، اما باران و کولاک را نیز میطلبد. او هم شگفتانگیز و هم وحشتناک است، قادر به نمایش رنگهای نفسگیر رقص شفق قطبی در آسمان است، اما همچنین قادر است شما را با دمای انجماد و بادهای چنان شدیدی که میتوانند شما را از زمین بلند کنند، در هم بکوبد.
چالشبرانگیز اما والا. وقتی طبیعت را در آغوش میگیرید، جهان به شما اجازه میدهد شاهد لحظات نادر و عمیقی باشید. وقتی شاتر دوربین فشار میآورد، لحظهای از زمان را ثبت کردهاید. هیجانانگیز، شگفتانگیز، غمانگیز، ترسناک، سرد، طاقتفرسا و زیباست. از همه مهمتر، همه اینها ارزشش را دارد. اینها احساساتی هستند که عکاسان منظره مانند من تجربه کردهاند. شور و اشتیاق، شجاعت و اراده را القا میکند و با قلبی استوار، لحظات دیدنی خود را ثبت خواهید کرد.
سوار شدن به پرواز از ایونز به اسلو، پایتخت نروژ، پایان سفر ۱۲ روزه من برای فتح طبیعت بود. شمال اروپا وارد هفتههای پایانی زمستان میشد. این سفری پر از تجربیات فراموشنشدنی و گنجینهای از عکسهایی بود که زیبایی نفسگیر طبیعت را به تصویر میکشیدند.
مقالات بیشتر در همین دسته را ببینید:
- کاگوشیمای سخاوتمندی وجود دارد.
- برجهای سنگی لبخند میزنند
- تماس چشمی مونیخ
منبع: https://heritagevietnamairlines.com/lay-khoanh-khac-ra-khoi-thoi-gian/









نظر (0)