Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

فصل گل‌های یادبود

کیوتو - همین که آفتاب اوایل تابستان شروع به تابیدن درخشش طلایی بر فراز مناظر می‌کند و درختان پر زرق و برق به رنگ قرمز پر جنب و جوش در می‌آیند، احساس دلتنگی شدیدی برای فصل گل‌ها و فصل امتحانات سال‌های گذشته دارم. دورانی از روزهای معصوم و بی‌خیال مدرسه، زمانی که هر روز در کلاس پر از خنده و رویاهای ساده بود.

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị14/05/2026

سرخیِ درخشانِ درختِ پر زرق و برق در ماه مه - عکس: Nh.V
سرخیِ درخشانِ درختِ پر زرق و برق در ماه مه - عکس: Nh.V

خاطرات من از دوران مدرسه همیشه با تصویر آشنای مدرسه روستایم گره خورده است، جایی که اولین حروف و اعداد را یاد گرفتم. فضایی ساده با سقف‌های کاشی‌کاری شده با خزه و دیوارهای خاکی مخلوط با کاهگل که در اثر عوامل جوی فرسوده شده بودند. هنوز هم ردیف‌های طولانی میزهای چوبی را به وضوح به یاد دارم که هر کدام یک سوراخ گرد در جلو داشتند که به اندازه یک شیشه جوهر بود. بعد از هر درس، ما دانش‌آموزان با دست‌ها، صورت‌ها و لباس‌های آغشته به جوهر به خانه می‌رفتیم.

در آن زمان، تقریباً هر حیاط مدرسه‌ای دو نوع درخت آشنا داشت: درخت بادام هندی و درخت پر زرق و برق، برخلاف مدارس امروزی که گل‌ها و گیاهان زینتی زیادی دارند. وقتی تابستان فرا می‌رسید، درخت بادام هندی مانند یک چتر سبز غول‌پیکر سایه‌ای برای بازی و مطالعه ما فراهم می‌کرد، در حالی که درخت پر زرق و برق مانند یک دوست خاموش بود و تمام خاطرات و احساسات شیرین دوران مدرسه ما را ثبت می‌کرد. همکلاسی‌های ما اکثراً بچه‌های یک روستا بودند، از کودکی با هم دوست صمیمی بودیم، بنابراین شخصیت و ترجیحات یکدیگر را به خوبی درک می‌کردند.

در زنگ تفریح، پسرها از درخت انجیر بالا می‌رفتند، برگ‌هایی را که خیلی کهنه نبودند با دقت انتخاب می‌کردند و با دقت آنها را به شکل بوفالو درمی‌آوردند. در همین حال، دخترها برگ‌های درخت ققنوس را جمع می‌کردند تا زیراندازهای سبز نرمی برای بازی‌هایی مانند جنگ بوفالو و بازی‌های ورق درست کنند. در آن روزها، افسانه‌ها گرانبها تلقی می‌شدند، بنابراین هر کسی که کتابی داشت، آن را به کلاس می‌آورد تا با صدای بلند برای کل گروه بخواند. به محض اینکه یک کودک شروع به خواندن می‌کرد، تمام گروه دور هم جمع می‌شدند، ساکت می‌نشستند و با دقت به هر کلمه و عبارت گوش می‌دادند، گویی به دنیای جادویی افسانه‌ها کشیده شده بودند.

در دوران راهنمایی، به مدارسی با ردیف‌هایی از سقف‌های کاشی‌کاری شده به رنگ قرمز روشن و دیوارهای گچ‌کاری شده سفید نقل مکان کردیم. وقتی آفتاب تابستان شکوفه‌های قرمز پر جنب و جوش درختان پر زرق و برق را نمایان می‌کرد، امتحانات نهایی تمام می‌شد و حیاط مدرسه از همیشه پر جنب و جوش‌تر و شلوغ‌تر می‌شد. پسرها مشتاقانه برای توپ‌های کاهی رقابت می‌کردند یا دنبال توپ‌های پلاستیکی که روی چمن می‌غلتیدند، می‌دویدند. دخترها در گروه‌های پنج یا سه نفره جمع می‌شدند تا بازی‌های سنتی مانند لی‌لی، طناب‌بازی و تیله‌بازی انجام دهند... معمولاً آنقدر پرانرژی بودند که آخرین کلاس قبل از تعطیلات تابستانی همیشه غم و اندوهی مالیخولیایی را به همراه داشت. به نظر می‌رسید فضا آرام شده است، کلاس ناگهان ساکت شده بود زیرا هیچ کس نمی‌خواست میزهای آشنای خود را ترک کند. در میان وزوز جیرجیرک‌ها، فقط نگاه‌های خیره باقی مانده بود...

برای من، تابستان همیشه با زیباترین سال‌های دوران دبیرستانم همراه است. مدرسه‌ای که در آن زمان در آن درس می‌خواندم، با کلاس‌های درس چهار طبقه‌ی محکم و پنجره‌هایی که به رنگ سبز آرامش‌بخشی نقاشی شده بودند، بسیار چشمگیر به نظر می‌رسید. فقط با نگاه کردن از پنجره، پهنه‌ی وسیعی از آسمان آبی، سبزی پر جنب و جوش برگ‌های انجیر هندی و سرخی درخشان درختان پر زرق و برق، همه در معرض دید من بودند.

در طول تابستان آخر دبیرستان، همه با جدیت مشغول درس خواندن بودند تا برای مهمترین امتحان زندگی دانشجویی خود آماده شوند. آرامش‌بخش‌ترین و بی‌دغدغه‌ترین لحظات، بالا رفتن از درختان برای قایم‌باشک بازی کردن یا چیدن شکوفه‌های قرمز و پر جنب و جوش درخت‌های پر زرق و برق برای چسباندن آنها به دفترهای امضا بود. در آن زمان، هر دانش‌آموز دفترچه کوچکی داشت که خودش را با جلدهای رنگارنگ تزئین کرده بود. این دفترچه جایی بود که افکار قلبی و گل‌های خشک خود را در آن نگه می‌داشتند و خاطرات دوران جوانی خود را حفظ می‌کردند.

زیر درخت شعله قدیمی، دسته گل‌های قرمز پر جنب و جوش را به هم هدیه دادیم، هر کدام نامه‌ای سرشار از احساسات قلبی را در دل خود پنهان کرده بودند. کلمات عاشقانه با دقت نوشته شده بودند، اما ما شجاعت بیان آنها را نداشتیم. و سپس، همانطور که از هم جدا می‌شدیم، با نگاه به شکوفه‌های قرمز درخشان گذشته، احساس دلتنگی و پشیمانی کردیم...

برای دانش‌آموزان، فصل گل‌های پر زرق و برق، فصل امتحانات را نیز نشان می‌دهد.
برای دانش‌آموزان، فصل گل‌های پر زرق و برق، فصل امتحانات نیز هست - عکس: Nh.V

برای بچه‌های روستای من در آن زمان، رفتن به مدرسه بزرگترین خوشبختی بود، بنابراین تعداد کمی از آنها مشتاق سه ماه تعطیلات تابستانی بودند. به هر حال، تعطیلات تابستانی به معنای روزهای پرمشغله‌ای بود که به مادران در کارهای خانه مانند نگهداری از بچه، جمع‌آوری هیزم و آشپزی کمک می‌کرد... زندگی مدرن چهره جدیدی به تابستان بخشیده است که با تجربیات هیجان‌انگیز و پر جنب و جوش همراه است. وقتی نیازهای شخصی به وفور برآورده می‌شوند، به نظر می‌رسد پیوند و اشتیاق برای مدرسه و دوستان تا حدودی کاهش می‌یابد.

در گذشته، به ندرت عکس می‌گرفتیم، بنابراین فقط می‌توانستیم خاطراتمان را گرامی بداریم و آنها را در کشوهای ذهنمان ذخیره کنیم. اکنون، هر لحظه از دوران مدرسه ما به وضوح از طریق عکس‌ها و فیلم‌ها بازسازی می‌شود. هر بار که درختان پر زرق و برق شکوفه می‌دهند، حیاط مدرسه مانند یک صحنه فیلم مینیاتوری شلوغ می‌شود. برای ایجاد عکس‌های فارغ‌التحصیلی چشمگیر، هر صحنه و زاویه با دقت برنامه‌ریزی و صحنه‌پردازی می‌شود، از حالت چیدن گل، دادن گل گرفته تا حتی لمس ظریف دست‌ها و نگاه‌ها... برخی از جلسات عکاسی بسیار استادانه هستند و تکمیل آنها با انواع لباس‌ها و صحنه‌ها تا ده روز طول می‌کشد...

با نگاه به آن تصاویر، قلبم فرو ریخت و خاطرات قدیمی دوباره به سراغم آمدند. بارقه‌هایی از خودم را در آن بچه‌های معصوم و شیطان مدرسه دیدم، با این تفاوت که در آن زمان هیچ‌کدام از ما مجبور نبودیم «نقش بازی کنیم».

در میان شکوفه‌های قرمز پر جنب و جوش و صدای جیرجیرک‌ها، به یاد شعر زیبای آهنگ نوستالژیک «زمان گل‌های قرمز» اثر آهنگساز نگوین دین بنگ می‌افتم که بر اساس شعری از تان تونگ تنظیم شده است: «هر بار که گل‌های قرمز شکوفا می‌شوند / مانند باران می‌ریزند / مانند روزهای حماقت جوانی‌مان / ما عمیقاً به چشمان یکدیگر خیره می‌شویم / در شعر تو، من حضور ندارم / شعر از دوران عشق می‌سراید / من غمگین نیستم، فقط پشیمانم / که تو تمام آن روزهای عشق پرشور را تجربه نکردی...»

در میان هیاهوی زندگی، هر زمان که احساس خستگی می‌کنم، به قلمرو خاطرات بازمی‌گردم، جایی که جوانی مانند گل‌های شکوفا شده می‌درخشید، تا آرامش پیدا کنم و آن سال‌های پرشور و پرجنب‌وجوش جوانی‌ام را بیش از پیش گرامی بدارم.

Nh.V

منبع: https://baoquangtri.vn/van-hoa/202605/mua-hoa-ky-niem-6194df3/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
با وی

با وی

نین بین

نین بین

بهار به روستای نام نگیپ رسیده است.

بهار به روستای نام نگیپ رسیده است.