واضح است که در میان بسیاری از چیزهایی که شأن شعر را تشکیل میدهند (و در اینجا میتوانیم به طور گستردهتری به ادبیات و هنر فکر کنیم)، ظهور هوش مصنوعی، درک انسان از آثار ادبی را پیچیدهتر کرده است. در واقع، ما نه تنها در مورد شأن ادبیات و هنر صحبت میکنیم، بلکه در مورد تمامیت نویسنده - سوژه خلاق - نیز صحبت میکنیم. سوال اساسی این است: نویسندگان چگونه باید با هوش مصنوعی برخورد کنند تا شأن ادبیات و تمامیت خود را حفظ کنند؟
![]() |
| (تصویر نمایشی.) |
با توجه به قابلیتهای هوش مصنوعی، دیگر در مورد مزایای آن بحث نخواهیم کرد. در اینجا میخواهم در مورد رابطه بین انسانها و هوش مصنوعی صحبت کنم. ماهیت این رابطه به نحوه تعامل انسانها با هوش مصنوعی بستگی دارد، اما نمیتوانیم تأثیر هوش مصنوعی بر نگرش انسان و نحوه واکنش ما به آن را نادیده بگیریم.
برتری هوش مصنوعی به تدریج بشریت را تسخیر میکند و مردم را به آن وابسته میسازد. بنابراین، انسانها از اربابان، به بردگان ماشینها تبدیل میشوند. نویسندگان و هنرمندان خلاق نیز از این قاعده مستثنی نیستند و به هوش مصنوعی اجازه میدهند بیش از حد در فرآیند خلاقیت آنها دخالت کند.
هوش مصنوعی احساسات ندارد، اما آنچه میتواند ابراز کند، بازتابی از اشکال مختلف ابراز احساسات انسانی است. یعنی، هر احساسی که انسان در گذشته ابراز کرده باشد، اگر هوش مصنوعی دادهها را داشته باشد، میتواند آنها را حتی در سطح بسیار بالا - یک نسخه بسیار اصلاحشده - تکرار کند.
در یک دیدگاه به ظاهر خوشبینانه، خلاقیت و احساسات انسانی همیشه به عنوان احتمالاتی متعلق به آینده در نظر گرفته میشوند، در حالی که هوش مصنوعی مکانیسمی برای بازآفرینی گذشته است، جایی که دادههای موجود به هم پیوند خورده و شکل میگیرند. این ممکن است اطمینانبخش به نظر برسد، اما در واقعیت، چالش بزرگی را برای انگیزه خلاقانه نویسندگان ایجاد میکند. زندگی متفاوت، تفکر متفاوت، نوشتن متفاوت - احساسات جدید، ارزشهای جدید ... به موضوع بقا برای نویسندگان تبدیل میشود.
پیش از این، مسئله صرفاً بقا در رابطه با سایر انسانها - همنوعانشان - بود. با این حال، اکنون نویسندگان مجبورند با چالش دیگری از سوی هوش مصنوعی (گونهای دیگر) روبرو شوند: اگر انسانها نتوانند سلولهای عاطفی خود را نوسازی کنند و به طور فعال اشکال جدیدی از زندگی را توسعه دهند، اساساً خود را "مکانیزه" کرده و صرفاً به نسخهای بیولوژیکی از هوش مصنوعی تبدیل میشوند.
شاعر نگوین کوانگ تیو زمانی این احساس را به اشتراک گذاشت و اظهار داشت: «پیروی مداوم از یک مسیر تکراری / نوشتن به سبک نویسندگان قبلی / تبدیل آثار دیگران به آثار خود / فقط درک یک اثر از دیدگاه خود و امتناع از پذیرش آثار دیگران / فقط تشخیص خلاقیت دیگران زمانی که به شیوهای مشابه خلق میکنند / نوشتن بر اساس نوع خاصی از سفارش (زیرا انواع سفارش وجود دارد) ... این واقعاً هوش مصنوعی است، و حتی بدتر از هوش مصنوعی» (فیسبوک شخصی نگوین کوانگ تیو، ۱۷ مارس ۲۰۲۶).
با این نشانهها، نویسنده به تدریج صداقت خود را کنار گذاشت و همزمان آثار ادبی فاقد وقار خلق کرد. این پیامد همچنین منجر به فروپاشی هویت، شخصیت، سبک و حتی نگرانیهایی در مورد حق نشر (کپیرایت) ایجاد کرد.
آیا هنر یک حوزه قابل جایگزینی است؟ هر اثر هنری، اگر قابل دیجیتالی شدن باشد، میتواند توسط هوش مصنوعی شبیهسازی شود. یک ساختار هنری، هر چقدر هم پیچیده، اگر به عنوان دادههای دیجیتال تثبیت شود، میتواند بازتولید شود. این مکانیسم دقیق ماشینها است. اما چه چیزی را نمیتوان از یک اثر هنری دیجیتالی کرد؟ به نظر میرسد چیزهای زیادی وجود دارند که نمیتوان آنها را دیجیتالی کرد. بیشتر اینها چیزهایی هستند که متعلق به موجودات زندهای هستند که انسانها دارند.
در واقعیت، اشکال هنری تنها بخشی از ساختار ذهنی، حساسیت زیباییشناختی و تفکر هنری هنرمند خلاق - یا به طور گستردهتر، تمام حالات زندگی - را بیان میکنند. هوش مصنوعی چگونه میتواند سکوت طولانی بین کلمات را بیان کند، حتی اگر بتواند فضاهای خالی زیادی در متن ایجاد کند؟ چگونه هوش مصنوعی میتواند بخشی از زندگی مرتبط با درد، غم، درماندگی یا فروپاشی یک انسان را بیان کند؟ بدون اضطراب، ترس، مسئولیت، عذاب یا شادی... هوش مصنوعی کاملاً عاری از احساسات است. وجود و زندگی مهمترین مسائلی هستند که باید در رابطه بین انسان و هوش مصنوعی مورد بحث قرار گیرند. هوش مصنوعی وجود است، انسانها زندگی میکنند.
من کاملاً با منتقد دین تان هوین موافقم وقتی تأکید میکند که «بدنهای زنده و روابط زنده» عناصر اساسی شعر هستند (شأن شعر در عصر هوش مصنوعی). ماشینها بدنهای زنده نیستند و مطمئناً روابط زنده ندارند. برای مثال، وقتی دست یک انسان را میگیریم، تمام احساسات بدنی - گرما، سرما، لطافت، نرمی، استحکام، دست مطیع، تردید، بیتفاوتی، محبت نزدیک... - وجود دارند.
میتوان گفت که در آن دست دادن، تمام حس زندگی، چه ملموس و چه ناملموس، بین دو نفر، اطراف آنها و درون آنها، به منصه ظهور میرسد. این چیزی است که ماشینها و هوش مصنوعی هنوز نمیتوانند جایگزین آن شوند، حتی اگر بتوانند دهها هزار صفحه مرتبط با آن دست دادن انسانی تولید کنند.
مکانیسم کار هوش مصنوعی، بازتولید است. این بدان معناست که محصولی که خلق میکند، شبیه نمونهای خواهد بود که دریافت میکند. البته، انسانها نیز متوجه هستند که هوش مصنوعی وقتی پایگاه دادهی به اندازهی کافی خوبی برای تولید اطلاعات و محصولات دقیق نداشته باشد، میتواند اشتباه کند. در همین حال، آثار هنری خلق شده توسط انسانها هدف متفاوتی را دنبال میکنند (NTT تأکید میکند: هوش مصنوعی بازتولید است، انسانها آفرینش). این مکانیسم بقای هنر است که همیشه با آنچه از قبل وجود دارد، از خود خالق، تا حد کم یا زیاد، متفاوت است.
مغز نیز بخشی از بدن است که همیشه تمایل به استراحت دارد، همانطور که انسانها همیشه میخواهند به جای کار کردن، استراحت کنند. بنابراین، وقتی هوش مصنوعی وظایف زیادی را به جای انسانها بر عهده میگیرد، آن انسانها - آن مغزها - فوراً به آن میچسبند و آن را به عنوان فرصتی، تکیهگاهی برای استراحت میبینند. این فرآیند مکانیسمی شبیه به ارضای یک اعتیاد ایجاد میکند که باعث میشود انسانها و مغزشان هنگام مواجهه با وظایف دشوار فوراً به هوش مصنوعی فکر کنند.
دانشمندان همچنین آن را نوعی دوپامین مینامند - یک ماده شیمیایی تقویتکننده خلق و خو که باعث میشود مغز و سیستم عصبی احساس شادی و سرخوشی کنند، اما اگر مقدار آن بیش از حد باشد یا فرد به این عوامل تقویتکننده خلق و خو وابسته شود، خطرساز است. اعتیاد - نیاز به حمایت - زمانی ایجاد میشود که مغز و سیستم عصبی با چالشهایی روبرو میشوند.
برگردیم به موضوع نویسندگانی که با هوش مصنوعی روبرو هستند، آیا آنها هنگام مواجهه با هوش مصنوعی با مشکل یا فشاری مواجه میشوند؟ آنها در مواجهه با هوش مصنوعی چگونه رفتار میکنند؟ برای آماده شدن برای این مقاله، فرصتی داشتم تا در این مورد با چند نویسنده جوان در ویتنام صحبت کنم. وقتی در مورد این موضوع از نویسنده دوک آن پرسیده شد، گفت: «من هیچ مشکلی نمیبینم. احتمالاً فقط کاهش اعتماد خوانندگان به کلمات و نوشتار است.»
خوانندگان غیرمتخصص ممکن است به راحتی گمان کنند که نوشته توسط هوش مصنوعی تولید شده است. برعکس، همین امر در مورد خوانندگانی که بیش از حد به محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی اعتماد دارند نیز صدق میکند. هوش مصنوعی عمیقاً در سیستمهای کامپیوتری ادغام شده است و تحقیق را سادهتر میکند (حتی جستجوهای گوگل امروزه نیز از هوش مصنوعی پشتیبانی میکنند). حداقل، جستجوی اصطلاحات و دستههای زبانهای خارجی را ساده میکند و در زمان تحقیق صرفهجویی میکند. این یک پیشرفت بسیار مثبت است.
با این حال، هوش مصنوعی در مورد ادبیات کاملاً نادرست (اگر نگوییم کاملاً نادان) است و این چیزی است که باید بسیار مراقب آن بود. هوش مصنوعی همچنین خوانندگان را به گفتمانهای خود سوق میدهد، که اکثر آنها دیدگاههای ناقصی هستند (برای مثال، فرض بر این است که ادبیات واقعگرایانه ماهیت جامعه را "نکوهش" خواهد کرد)، و در نتیجه بر عادت جستجوی عبارات و جهانبینیهای منحصر به فرد تأثیر میگذارد. بنابراین، هوش مصنوعی فقط باید برای تحقیقات اساسی استفاده شود. برخی از نویسندگان آن را ابزاری مثبت برای پشتیبانی از نوشتههای خود میدانند.
برخی نیز آن را به عنوان یک آزمون میبینند: «هوش مصنوعی نویسندگان را مجبور میکند تا به یک سوال بسیار اساسی پاسخ دهند: چه چیزی میتوانم بنویسم که هوش مصنوعی نمیتواند؟ به نظر من، هوش مصنوعی میتواند زبان را به روشی پیچیده و روان شبیهسازی کند. اما تجربه، خاطرات، لحظات زودگذر، انگیزههای شخصی و احساسات چیزهایی هستند که هوش مصنوعی فاقد آنهاست. بنابراین، من هوش مصنوعی را به عنوان یک ابزار حمایتی انتخاب میکنم. از سوی دیگر، نویسندگان باید عمیقتر در زندگی، در احساسات واقعی کاوش کنند تا صدای منحصر به فرد خود را حفظ کنند. اگر هوش مصنوعی به عنوان فشار در نظر گرفته شود، آن فشار به من یادآوری میکند که عمیقتر، دقیقتر، جدیتر و صادقانهتر با تجربیات خودم بنویسم» (شاعر نگوین تی کیم نهونگ).
در مواجهه با این موضوع، برخی افراد قاطعانه از اظهار نظر خودداری میکنند. نویسنده دین فونگ اظهار داشت: «به عنوان یک نویسنده، من بر اساس سرزمین و خاطراتی که دارم، خلق میکنم. من به هیچ وجه به هوش مصنوعی تکیه نمیکنم و به آن اهمیتی نمیدهم. اینکه زیاد بنویسم یا کم، مهم نیست، تا زمانی که نوشته خودم باشد. اما به عنوان یک ویراستار ادبی، مجبورم با هوش مصنوعی سر و کار داشته باشم. وقتی با نسخه خطی مواجه میشوم که فاقد جزئیات منحصر به فرد است و نمیتواند فضای داستان را به تصویر بکشد، فوراً آن را زیر سوال میبرم. ساختار جمله نیز مهم است؛ هوش مصنوعی ساختارهای جملهای دارد که به راحتی قابل تشخیص هستند (اما به زودی ساختار هوش مصنوعی حتی بهتر هم خواهد شد). بنابراین مهمترین چیز هنوز جزئیات و شهود ویراستار است.»
شاعر ون فی همچنین اظهار داشت: «هوش مصنوعی میتواند سریع و روان بنویسد، اما همین روان بودن باعث میشود احساس کنم که انگار همه احساسات توسط زبانهای ناشناس و ترکیبی «مسطح» شدهاند. شعر یک اعتراف است، صدای قلب؛ من برای افرادی که دوستشان دارم مینویسم، من مینویسم تا احساسات درون قلبم را آزاد کنم... بنابراین، با شعر، میخواهم افکار خودم را از طریق تجربیات واقعیام، از طریق لحظات الهام خودجوشم بیان کنم.»
فکر میکنم تا زمانی که بتوانم خودم را با صدای خودم بیان کنم، نیازی به تکیه بر ابزار دیگری نیست. آن وقت چه بر سر خودم خواهد آمد؟ من آنقدر افراطی نیستم که پیشرفتهای چشمگیر هوش مصنوعی را انکار کنم. اما در زمینه نویسندگی خلاق، به خصوص شعر، شخصاً نمیخواهم هوش مصنوعی درگیر شود. بنابراین، نگران آن نیستم و زیاد در موردش فکر نمیکنم. حالا، هر چه میتوانم مینویسم.
اما با این اوصاف، آیا افتخار به انسان بودن، زندگی به عنوان یک انسان و رد هوش مصنوعی واقعاً تضمین کننده زندگی مسالمت آمیز بشریت در مواجهه با هوش مصنوعی است؟ حقیقت این است که انسان ها از فعال بودن به منفعل بودن تغییر یافته اند و در مقابل دستکاری هوش مصنوعی مقاومت می کنند. این سؤال همچنان باقی است: آیا هنگام مواجهه با هوش مصنوعی با مشکلات یا فشارهایی روبرو هستیم و چگونه باید به آن پاسخ دهیم؟
هو هوی سان، نویسنده، به اشتراک گذاشت: «من هنوز از «طوفان» هوش مصنوعی احساس ترس یا وحشت نکردهام. هوش مصنوعی ممکن است در برخی صنایع و زمینههای دیگر مانند تبلیغات، رسانه و مدیریت بسیار مفید باشد... اما ادبیات یک حوزه منحصر به فرد است که در آن احساسات شخصی ارتقا مییابد، طنینی در روح بین نویسنده و خواننده ایجاد میکند و به طور گستردهتر، بین افراد جامعه ارتباط برقرار میکند. ادبیات نه تنها استعداد را نشان میدهد، بلکه افکار، احساسات و هویت منحصر به فرد نویسنده را نیز آشکار میکند. تا به امروز، این را در یک «نویسنده» هوش مصنوعی نیافتهام.»
نظرات نویسندگان جوان در مورد ناتوانی هوش مصنوعی در جایگزینی تجربیات عاطفی، فردیت و حتی عزت نفس و غرور انسانی، به طرز ظریفی مقاومت بشریت در برابر هوش مصنوعی را منعکس میکند. من احساس میکنم این صداهایی که هوش مصنوعی را رد میکنند، آن را از آفرینش هنری حذف میکنند یا ناتوانی هوش مصنوعی را در مواجهه با ویژگیهای انسانی ابراز میکنند، حاوی نوعی ترحم هستند. با این وجود، این حس ترحم، تفاوت اساسی بین انسان و هوش مصنوعی را برجسته میکند.
مفهوم تکامل به زیستشناسی تعلق دارد و به توسعه موجودات زنده در طول فرآیند تاریخی آنها اشاره دارد. اکنون، مردم میگویند که هوش مصنوعی هر ثانیه در حال تکامل است. چندی پیش، کامپیوترها هنوز در حال بارگذاری بودند؛ اکنون آنها از «تفکر» خبر میدهند. رقابت از سوی یک گونه جدید و بسیار برتر، در واقع مایه نگرانی است.
شاعر ترونگ دانگ دونگ در مقاله خود با عنوان «در مسیر کرامت شعر» نوشت: «به طور کلی میتوانیم بگوییم که تاریخ بشر، تاریخ اضطراب و ترس است. جامعه بشری همزمان با اضطرابهای جدید توسعه مییابد؛ پس از ترسهای با منشأ طبیعی، ترسهایی با منشأ مذهبی و اکنون ترسهایی با منشأ اجتماعی از راه میرسند.»
بشریت از ترس از طبیعت، ترس از خدا، به ترس از دیگر انسانها پیشرفت کرده است. من فکر میکنم اکنون بشریت باید با ترس دیگری روبرو شود: ترس از ماشینها. اما، با دقت فکر کردن، ماشینها نیز توسط انسانها ساخته شدهاند، بنابراین هسته این ترس/"کابوس مدرن" هنوز ترس از دیگر انسانها است. اخلاق هوش مصنوعی به یک مسئله بسیار مهم در مورد سرنوشت بشریت تبدیل شده است.
یک موجودیت بیولوژیکی-فرهنگی، یک فرد منحصر به فرد، یک شخصیت خلاق که خواستار تمایز، منحصر به فرد بودن و ویژگیهای انسانی است... همیشه عنصر اصلی در شکلدهی و حفظ نگرشها و رفتارها بین انسانها و سایر انسانها، و بین انسانها/نویسندگان و هوش مصنوعی/ماشینها باقی خواهد ماند.
شخصیت یک نویسنده با انسانیت، استعداد، عزت نفس و غرور او به زندگی (نه صرفاً وجود داشتن) شکل میگیرد. مردم به طور فزایندهای حتی برای کوچکترین احساسات، دلسوزی انسانی، احساسات و عواطف یک «بدن زنده» و «روابط زنده» در مواجهه با سلطه هوش مصنوعی ارزش قائل خواهند شد.
واقعیت این است که اگر انسانها دست از خلق کردن بردارند، به این معنی است که دانش، هنر و تاریخ بشر از تکامل باز خواهند ایستاد - به این معنا که هیچ چیز جدیدی پدیدار نخواهد شد. هوش مصنوعی فقط از الگوها و دادههای موجود محصولاتی خلق میکند. بنابراین، به نظر میرسد که رسالت بشریت، به ویژه نویسندگان، همچنان بسیار والا است: ادامهی به دوش کشیدن بار خلاقیت برای حفظ حیات بشر. با فکر کردن به این موضوع، اضطراب ناشی از فشار هوش مصنوعی تا حدودی کاهش مییابد.
منبع: https://baothainguyen.vn/van-nghe-thai-nguyen/cung-quan-tam/202603/nha-van-truoc-thach-thuc-cua-ai-1f00943/







نظر (0)