
قبل از اینکه من را به کافه ریل قطار ببرد، دوستم برنامه قطارهایی که از منطقه فونگ هونگ - تران فو (که قبلاً منطقه هوان کیم بود) عبور میکردند را با دقت بررسی کرد. او گفت که برای تجربه کامل کافه ریل قطار، باید بدانید که چگونه منتظر بمانید و صبور باشید. هر قطار عبوری، تکهای منحصر به فرد از هانوی است.
چند میز کوتاه کنار دیوار قرار داده شده بود و صندلیهای پلاستیکی به هم فشرده شده بودند. قهوه به آرامی از یک فیلتر کوچک چکه میکرد و عطر آن با بوی نمناک ریلهای راهآهن و محله قدیمی در هم میآمیخت.
کافهها پر از توریست، عمدتاً خارجی، بود. بعضیها قهوه مینوشیدند، بعضی دیگر نوشیدنیهای دیگر سفارش میدادند. نکته قابل توجه این بود که آبجوی هانوی - نوشیدنیای که ظاهراً ربطی به این موضوع نداشت - کاملاً با هوای سرد زمستان و فضای نوستالژیک آن مکان سازگار بود.
چیزی که توجهم را جلب کرد، دربهای بطریهای آبجو بود که گردشگران با دقت روی ریلهای راهآهن میگذاشتند. با تماشای آنها در حال انتظار، به نظر میرسید که به اندازه کودکانی که منتظر تماشای یک بازی سرگرمکننده دوران کودکی هستند، مشتاق هستند. یکی از گردشگران با لبخند گفت: «سوغاتی»، و توضیح داد که آنها میخواهند یک قطعه بسیار شخصی از خاطرات هانوی را با خود به خانه ببرند.
سپس بلندگو با صدایی بلند، یکنواخت اما محکم، نزدیک شدن قطار را اعلام کرد. دوستم که اصالتاً اهل هانوی بود، به آرامی به من یادآوری کرد که بایستم و کمی داخلتر بروم.
برای او، این واکنشی آشنا از کسی بود که دههها شاهد وجود این جاده بود، جایی که زندگی روزمره همیشه باید جای خود را به ریلهای راهآهن میداد، هر زمان که قطاری میرسید.
صاحب مغازه به همه یادآوری کرد که بایستند، صندلیهایشان را جابهجا کنند و عقب بروند و فاصلهی ایمن را حفظ کنند. خیابان کوچک ناگهان از خنده و پچپچ گردشگران شلوغ شد. همه به دیوار چسبیده بودند و بیش از یک متر از ریل فاصله داشتند. فاصله به اندازهی کافی ایمن بود، اما همچنان به اندازهای نزدیک بود که میشد به راحتی هر واگن قطار در حال عبور را لمس کرد.

قطار ظاهر شد و یک زن نگهبان امنیتی که پرچمی در دست داشت، کنار درِ واگن ایستاده بود و چراغهای زرد گرم قطار، خطی روشن در شب زمستانی ایجاد میکردند. صدای کشیده شدن چرخهای آهنی روی ریلها در فضای تنگ طنینانداز شد، قطار به آرامی عبور کرد و احساسات منتظران را با خود برد.
فقط چند ثانیه کوتاه، اما کافی بود تا قلبها به تپش بیفتد، کافی بود تا مردم را مسحور خود کند.
من آنقدر خوش شانس بودم که در آن شب زمستانی سه سفر با قطار را تجربه کنم. دوستم به من گفت که این خط آهن در اوایل قرن بیستم توسط فرانسوی ها ساخته شده است و ایستگاه هانوی را به منطقه شمال رودخانه سرخ متصل می کند. در آن زمان، خانه های دو طرف آن پراکنده بودند.
در طول سالها، خیابانها پدیدار شدند، مردم در امتداد ریلهای راهآهن ساکن شدند و در نهایت قطار به بخش جداییناپذیر زندگی شهری تبدیل شد.
هر سفر با قطار احساسات متفاوتی را برمیانگیزد: سفر اول ترکیبی از ناآشنایی و هیجان بود؛ سفر دوم آشناتر اما همچنان لذتبخش؛ و در سفر آخر، با نزدیک شدن به اواخر شهر و شدت گرفتن سرما، احساس دلتنگی بیش از پیش آشکار شد.

صداهای جیرجیر و غژغژ در دوردستها محو میشدند، درپوشهای بطریهای آبجو به شکل دایرههای بینقصی صاف میشدند و رد چرخهای فلزی را روی خود داشتند. گردشگران آنها را برمیداشتند و مانند هدایای گرانبها گرامی میداشتند. برای آنها، این فقط یک درپوش بطری آبجوی هانوی با عطر متمایزش نبود، بلکه لحظهای بسیار متفاوت بود - لحظهای از غرق شدن در زندگی روزمره هانوی، لمس دورانی گذشته که به ندرت در جای دیگری حفظ شده است.
دوستم اهل هانوی با نگاهی به چهرههای مردم، آمیختهای از هیجان و انتظار، به آرامی توضیح داد که تا حدود یک دهه پیش، زمانی که تصاویر قطارهایی که از نزدیکی خانههای مردم عبور میکردند در رسانههای اجتماعی پخش شد، این جاده ۳۰۰-۴۰۰ متری به یک مقصد گردشگری بینظیر تبدیل نشده بود.
این مکان از یک فضای صرفاً مسکونی، به عنوان خاطرهای زنده از هانوی قدیم، وارد نقشه گردشگری شده است. برای گردشگران بینالمللی، کافه کنار راهآهن صرفاً یک نقطه ورود نیست. این کافه حس لمس گذشته را القا میکند، جایی که راهآهنهای دوران استعمار هنوز در مناطق مسکونی پیچ و تاب میخورند، جایی که زندگی قدیمی و زیرساختها در کنار هم به طور مسالمتآمیزی همزیستی میکنند و حس نوستالژی را برمیانگیزند.
همینطور که قطار رد میشد، همه دوباره سر جایشان نشستند و آخرین قطرات قهوهشان را نوشیدند، در حالی که آبجویشان هنوز در دستهایشان سرد بود، و خیابان کوچک به ریتم اولیهاش بازگشت. اما آن حس ماندگار، با صدای قطار شب و عطر ضعیف قهوه در مه شامگاهی، همچنان باقی ماند...
منبع: https://baodanang.vn/nhap-ngum-ca-phe-duong-tau-3318203.html







نظر (0)