Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تأملات: آفتاب اردیبهشت

GD&TĐ - در ماه مه، خورشید نور طلایی خود را بر درختانی که از رشد پر جنب و جوش و جدید شکوفا می‌شوند، می‌تاباند. این نور خورشید نه تنها در آسمان صاف امتداد می‌یابد، بلکه به طرز ظریفی راه خود را به خاطرات می‌بافد و مانند جویباری گرم، زلال و ملایم در سال‌های جوانی جاری می‌شود، چنان آرامش‌بخش که هر بار که کسی آن را به یاد می‌آورد، قلبش سرشار از حس عمیقی از اشتیاق می‌شود.

Báo Giáo dục và Thời đạiBáo Giáo dục và Thời đại27/05/2026

من همیشه معتقد بوده‌ام که هر قلمرو خاطره، رنگ منحصر به فرد خودش را دارد. زمستان رنگ دود آشپزخانه است که در مه صبحگاهی محو شده، پاییز زردی آرام برگ‌هایی است که روی ایوان می‌افتند.

و ماه مه، ماهی که آغاز تابستان و پایان سال تحصیلی را رقم می‌زند، آفتابی است. اما نه آن آفتاب تند و سوزان؛ بلکه آفتاب طلایی گرم آن روزهای آخری است که در حیاط مدرسه می‌گذرانیم، به صدای طنین‌انداز زنگ مدرسه در ظهر گوش می‌دهیم و دست در دست دوستانمان لحظاتی را سپری می‌کنیم که انگار تا ابد ادامه خواهند داشت.

چیزی در مورد ماه مه خیلی متفاوت است. حیاط مدرسه همان است، درختان همان هستند، اما ناگهان ساکت‌تر می‌شود، خنده‌ها کمتر می‌شود، و به نظر می‌رسد در صدای قدم‌های هر دانش‌آموز، غمی وصف‌ناپذیر و اضافه می‌شود. شکوفه‌های گیاه آسِرا در گوشه حیاط بنفش می‌شوند، درختان پر زرق و برق به خوشه‌های قرمز پر جنب و جوش تبدیل می‌شوند، و جیرجیرک‌ها شروع به جیرجیر طولانی، سرزنده اما تأثیرگذار خود می‌کنند. به نظر می‌رسد همه چیز دست به دست هم داده است و بی‌صدا، فصل خداحافظی را نشان می‌دهد.

روزهای پایانی سال تحصیلی همیشه حسی از حسرت آمیخته با ملایمت را به همراه دارد. مردم بیشتر به یکدیگر نگاه می‌کنند، اما کمتر صحبت می‌کنند. مکالمات کوتاه‌تر می‌شوند، در حالی که نگاه‌ها طولانی‌تر و عمیق‌تر می‌شوند.

دست دادن‌های محکم و لمس‌های طولانی شانه‌ها، انگار همه می‌خواستند قبل از جدایی، یک لحظه دیگر را در آغوش بگیرند. تکه‌های کوچک کاغذ دست به دست می‌شد، آرزوهایی که با عجله نوشته شده بودند، چیزهایی که ناگفته مانده بودند - همه بی‌صدا در خاطره‌ها باقی ماندند.

یادم می‌آید یک بعدازظهر در پایان سال، تمام کلاس زیر درختی در حیاط مدرسه نشستند. بدون اینکه کسی کلمه‌ای بگوید، برای چند دقیقه‌ی نادر همه ساکت بودیم، سپس ناگهان یکی زد زیر خنده و به دنبال آن موجی از خنده بلند شد.

آن موقع‌ها، ما نه درباره آینده حرف می‌زدیم و نه حرفی از جدایی می‌زدیم؛ فقط کمی بیشتر کنار هم می‌نشستیم، انگار همین نزدیکی برای ساختن یک خاطره کافی بود. شاید همین لحظات معمولی هستند که به چیزهایی تبدیل می‌شوند که آدم‌ها طولانی‌ترین خاطرات را به یاد می‌آورند.

عشق‌های دختر/پسر مدرسه‌ای خالص و شکننده هستند، اما به طرز شگفت‌آوری پایدار. آنها به نام، وعده‌ای روشن یا پایانی بی‌نقص نیاز ندارند. فقط پرتوی از نور خورشید که از میان برگ‌ها عبور می‌کند، صدایی آشنا در خیابانی شلوغ، کافی است تا قلب را به تپش درآورد و خاطراتی از دوران گذشته را که به نظر می‌رسد کاملاً دست‌نخورده باقی مانده است، زنده کند.

من زمانی یک گلبرگ گل ققنوس فشرده را در دفترچه یادداشت سال آخر دبیرستانم نگه می‌داشتم. هر بار که آن را باز می‌کردم، عطر کاغذ قدیمی با خاطرات ماندگار آفتاب از گذشته در هم می‌آمیخت، ملایم اما عمیق. گلبرگ ممکن است با گذشت زمان محو شده باشد، اما احساسات هرگز کاهش نیافته‌اند.

این مرا به یاد دوران ساده‌لوحی می‌اندازد، زمانی که بدون دانستن عشق عاشق می‌شدیم، بدون اینکه بفهمیم غم چیست غمگین می‌شدیم، و از هم جدا می‌شدیم اما همچنان معتقد بودیم که فردا دوباره همدیگر را خواهیم دید، انگار که هیچ چیز تغییر نکرده است.

یادم می‌آید یکی از دوستانم مخفیانه یک خط خیلی کوتاه روی آخرین صفحه‌ی سالنامه‌ام نوشت: «یادتان باشد که بعداً همدیگر را فراموش نکنید.» وقتی دوباره آن را خواندم، فقط لبخند زدم، چون آن موقع همه فکر می‌کردند جدایی فقط موقتی است.

اما با گذشت سال‌ها، بعضی از افراد واقعاً از هم جدا شدند، ارتباطشان را از دست دادند و دیگر هرگز یکدیگر را ندیدند. آن کلمات کوچک ناگهان به یادآوری ملایم اما تأثیرگذاری تبدیل شدند که برخی از روابط را فقط می‌توان در خاطرات جوانی حفظ کرد.

tan-man-nang-thang-nam-1.jpg
لحظه‌ای از شور و نشاط در روزهای پایانی سال تحصیلی، زمانی که آفتاب اردیبهشت هنوز بر موها می‌تابد و لبخند می‌زند. عکس: ترا دونگ.

مواقعی بود که به مدرسه قدیمی‌ام برمی‌گشتم، به آرامی در راهروهای آشنا قدم می‌زدم و به پنجره‌ای که بخشی از جوانی‌ام بود نگاه می‌کردم. به نظر می‌رسید همه چیز مثل قبل است: تخته سیاه، میز و صندلی‌ها، ردیف درختانی که در سکوت زیر نور خورشید ایستاده بودند. فقط ما تغییر کرده بودیم. بزرگ شده بودیم، راه‌هایمان را از هم جدا کرده بودیم و خاطراتی را با خود حمل می‌کردیم که هرگز نمی‌توانستیم دوباره زنده کنیم، خاطراتی که فقط می‌توانستیم آنها را در جایی امن نگه داریم و گهگاه بی‌سروصدا به آنها سر بزنیم.

برای من، آفتاب ماه مه فقط نور نیست، بلکه رایحه‌ای بسیار منحصر به فرد نیز دارد. این رایحه، بوی حیاط مدرسه بعد از اولین باران فصل، عطر گچ سفیدی که هنوز به آستین‌هایم چسبیده، بوی دفترچه‌های قدیمی و حتی عطر ضعیف موی کسی در نسیم است. این رایحه‌ها متمایز نیستند، نامگذاری آنها آسان نیست، اما فقط نگاه کردن به آنها در خیابان شلوغ کافی است تا مرا متوقف کند و اجازه دهد خاطرات دوباره به سراغم بیایند.

سال‌های زیادی گذشته است و من دیگر تمام جزئیات دوران مدرسه‌ام را به یاد نمی‌آورم، اما درخشش آفتاب آن روزهای ماه مه را به وضوح به یاد دارم. مراسم فارغ‌التحصیلی خیره‌کننده، نگاه‌های خیره دوستانم، آغوش‌های شتاب‌زده و قول دیدار دوباره را به یاد دارم - قولی که همه می‌دانستند زمان می‌تواند حتی درخشان‌ترین چیزها را هم محو کند.

ماه مه، ماه خداحافظی‌ها است، اما در عین حال ماه آغازهای نو. هر بسته شدن، آغازی نو است. مانند نور خورشید، فصل‌های درخشان و تا حدودی خشن، اما پربارِ رسیدن و گام‌های خاموش اما قدرتمند به سوی بلوغ. و سپس، در سفر طولانی زندگی، زمان‌هایی وجود خواهد داشت که مکث می‌کنیم، تنها برای اینکه متوجه شویم آفتاب ماه مه آن سال به بخشی گرامی از خاطرات ما تبدیل شده است.

چیزهایی هستند که می‌گذرند و دیگر باز نمی‌گردند، اما چیزهایی هم هستند که هر چه دورتر می‌روند، در ذهن ما روشن‌تر می‌شوند. آفتاب اردیبهشت یکی از همین چیزهاست، هم دور و هم نزدیک، هم تابناک و هم ملایم، آنقدر که هر زمان که قلب‌هایمان ناگهان در میان شلوغی و هیاهوی زمان حال آرامش پیدا می‌کنند، گوشه‌ای از خاطراتمان را گرم می‌کند.

سایه‌ای از نور خورشید زمانی بر زندگی من تابیده بود، آرام اما عمیق، طوری که هر بار که آن را به یاد می‌آورم، قلبم گرم می‌شود، انگار که در حیاط مدرسه‌ای در ماه مه ایستاده‌ام، انگار که هرگز آنجا را ترک نکرده‌ام.

منبع: https://giaoducthoidai.vn/tan-man-nang-thang-nam-post778610.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
زندگی در ارتفاعات

زندگی در ارتفاعات

استفاده از نور برای پرورش میوه اژدها در خارج از فصل

استفاده از نور برای پرورش میوه اژدها در خارج از فصل

دو سان: نگاهی نو

دو سان: نگاهی نو