خیش
***
خار قرمز
...
گرمای طاقت فرسای یک بعد از ظهر تابستانی
عرق صورتم را خیس کرده بود؛ ابرها کجا رفتهاند؟
...
محل ساخت و ساز مملو از سر و صدای ماشین آلات بود.
درخشش طلایی و مشکی در هر دو طرف آبرفتی و رو به زوال دیده میشود.
...
جریانهای الکتریکی همه جا را روشن کردند.
صبر کردن برای جریان یافتن زغال سنگ، سختی را کاهش میدهد.
...
با اشتیاق و سخت کوشی، بارها و بارها
سه شیفت، چهار تیم، گرد و غبار به هوا بلند میشود.
...
پشت برهنه، برنزه و خشک از آفتاب تند.
شفتهای پر پیچ و خم معدن، شادیها و غمهای بیشماری را در خود جای دادهاند.
...
رگه زغال سنگ زنده و سربلند
از میان دستهای زمخت، سلامی سرشار از احساسات متناقض.
...
آفتاب سوزان یا سرمای گزنده
معدنچیان هنوز لبخند امید خود را حفظ کردهاند.
...
پیوندی از محبت که دلها را به هم پیوند میدهد.
پیراهن آبی زیبا، در سکوت، معنادار باقی میماند.
...
خلیج هالونگ در سپیده دم
کوهها و دریاها به روشنی و فراوانی میدرخشند.
...
آن لبخند درخشان از آن زمان
اشعار آهنگین سرشار از شادی هستند.
***
۲۷ مه ۲۰۲۶
شعر «معدنچیان!» ترانهای صمیمانه و سرشار از احساسات درباره معدنچیان زغالسنگ است - افرادی که در سکوت در میان سختی زمین و اعماق وسیع دنیای زیرزمینی کار میکنند تا جریان برق را در سراسر کشور برقرار نگه دارند.
نویسنده از همان جملات اول، خواننده را در یک محیط کاری سخت و پرتنش قرار میدهد:
«گرمای سوزان و خفهکنندهی یک بعد از ظهر تابستانی.»
«غرق عرق، ابرها کجا رفتهاند؟»
این دو سطر، آفتاب سوزان تابستان منطقه معدن و گرمای خفهکنندهای را که کل محوطه معدن را فرا گرفته است، تداعی میکنند. تصویر «خیس عرق» نه تنها سختی کار را به تصویر میکشد، بلکه احساسی از ترحم و تحسین را برای کسانی که روزانه با گرد و غبار زغال سنگ، صدای ماشینآلات و گرمای شدید معدن مواجه هستند، برمیانگیزد. سوال «ابرها کجا رفتهاند؟» مرثیهای ملایم است، نه سوگواری غمانگیز، بلکه اراده تزلزلناپذیر معدنچیان را در مواجهه با شرایط سخت برجسته میکند.
سپس ریتم شعر گسترش مییابد تا کل محل ساخت و ساز را در بر بگیرد، با صداها و رنگهایی که مشخصه منطقه معدن زغال سنگ هستند:
«محل ساخت و ساز پر از سر و صدای ماشین آلات است.»
«طلایی و مشکی در هر دو طرف آبرفتی و رو به زوال، برق میزنند.»
صدای «ماشینآلات پرسرعت» ریتمی پرجنبوجوش از کار مولد ایجاد میکند، در حالی که تصویر «طلای سیاه درخشان» استعارهای قدرتمند برای زغالسنگ است - منبعی گرانبها که اغلب به عنوان «طلای سیاه» کشور از آن یاد میشود. عبارت «از یک طرف، طرف دیگر را فرسایش میدهد» نه تنها آهنگین است، بلکه آهنگ بیوقفه زندگی در محل ساختوساز را نیز تداعی میکند، مکانی که سختیها و زحمات با ایمان و امید در هم تنیده شدهاند.
یکی از جنبههای زیبای شعر این است که نویسنده فقط درباره کار ساده معدن زغال سنگ صحبت نمیکند، بلکه کار معدنچیان را با معنایی عمیق برای زندگی پیوند میدهد:
«نور برق همه جا را روشن میکند.»
«صبر کردن برای جریان یافتن زغال سنگ، سختیها را کاهش میدهد.»

کشتیها برای بارگیری زغال سنگ در شرکت دستهبندی زغال سنگ کوا اونگ وارد بندر میشوند. عکس: دونگ فونگ دای.
زغال سنگ از دل زمین نه تنها یک محصول اقتصادی است، بلکه منبع انرژی نیز هست که به هر گوشهای از میهن نور میبخشد. تصویر «برق که همه جا را روشن میکند» کار معدنچیان را مقدستر میکند. این کار نه تنها وسیله امرار معاش است، بلکه سهمی در جامعه و زندگی ملت نیز دارد. بنابراین، عرق و گرد زغال سنگ روی صورت معدنچیان ارزشمندتر میشود.
ابیات زیر به زندگی کاری طاقتفرسا و مداوم معدنچیان میپردازد:
«با سختکوشی و فداکاری، بارها و بارها»
سه شیفت، چهار تیم، گرد و غبار در هوا پراکنده است.»
نویسنده تنها با چند کلمه مختصر، چرخه بیوقفه کار در صنعت زغالسنگ را به شکلی واقعگرایانه به تصویر میکشد. «سه شیفت، چهار تیم» تصویری آشنا از معدنچیان است - افرادی که شبانهروز برای تضمین تولید مداوم کار میکنند. گرد و غبار زغالسنگ فضا را پوشانده و به مو، لباس و صورت آنها چسبیده است، اما مهمتر از همه، روحیه شور و شوق آنها غالب است. این همان چیزی است که زیبایی منحصر به فرد معدنچی را خلق میکند: سختکوش اما نه بدبین، سختکوش اما همیشه سرشار از اراده و مسئولیت.
شاید تکاندهندهترین سطرهای شعر اینها باشند:
«کمر برهنه، برنزه و خشک از آفتاب.»
تونلهای پر پیچ و خم معدن، شادی و غم زیادی را در خود جای دادهاند."
این تصویری بسیار واقعگرایانه و اصیل است. «کمر برهنه، برنزه و فرسوده از آفتاب تند» ظاهر لاغر و آفتابسوختهی یک کارگر را پس از سالها کار طاقتفرسا تداعی میکند. اما در پشت این ظاهر نحیف، زیباییِ انعطافپذیری و فداکاری خاموش نهفته است.
بیت شعر «تونلهای عمیق و پر پیچ و خم معدن چه شادی و غم فراوانی را در خود جای دادهاند»، نه تنها عمق چاههای معدن را توصیف میکند، بلکه از ژرفای زندگی معدنچیان نیز سخن میگوید. در درون آن تونلهای تاریک و عمیق، سختیها، خطرات، دلتنگیها، لذت کار و پیوندهای ناگسستنی رفاقت نهفته است.
این شعر همچنین با احساسات فراوان به ستایش ویژگیهای معنوی معدنچیان زغالسنگ میپردازد:
«آفتاب سوزان یا سرمای گزنده»
معدنچیان هنوز لبخند و امید خود را حفظ کردهاند."
این باشکوهترین زیبایی معدنچیان است. چه در گرمای سوزان تابستان و چه در سرمای گزندهی چاههای معدن، آنها لبخند و ایمان خود را به زندگی حفظ میکنند. آن لبخند نه تنها بیانگر خوشبینی است، بلکه نمادی از انعطافپذیری و سنت «نظم و اتحاد» است که نسلهاست مایهی افتخار معدنچیان استان کوانگ نین شده است.
روابط انسانی و رفاقت نیز به شیوهای عمیقاً تأثیرگذار به تصویر کشیده شده بود:
«پیوند محبت، قلبها را به هم پیوند میدهد.»
«پیراهن آبی زیبا، همچنان در سکوت معنادار باقی میماند.»
یونیفرم آبی ساده اما زیبای کارگران چشمگیر است. این لباس نه تنها رنگ کار، بلکه رنگ جوانی، همبستگی و فداکاری نیز هست. عبارت «ساکت» نشاندهندهی طبیعت آرام و بیتکلف کسانی است که شبانهروز برای کمک به ساختن میهن خود تلاش میکنند.
در اواخر شعر، این احساس به غرور نسبت به منطقه معدنی سرزمین مادریشان تبدیل میشود:
«ها لونگ در سپیده دم»
«کوهها و دریاها به روشنی و فراوانی میدرخشند.»
چشمانداز طبیعی وسیع و زیبا، پاداشی شایسته برای کارگران سختکوش به نظر میرسد. طلوع خورشید بر فراز منطقه زغالسنگ نه تنها نمایشی از زیبایی طبیعی است، بلکه نمادی از آینده، امید و سرزندگی دوباره است.
شعر با لحنی شاد و امیدوارکننده به پایان میرسد:
«آن لبخند درخشانِ آن زمان»
اشعار آهنگین سرشار از شادی هستند.
پس از همه سختیها، آنچه باقی میماند لذت کار، افتخار مشارکت و عشق عمیق به حرفه معدن است. بنابراین، این شعر نه تنها ستایشی از کارگران معدن زغال سنگ است، بلکه ابراز قدردانی صمیمانهای از کسانی است که شبانهروز برای غنیسازی میهن و کشور خود تلاش میکنند.
«معدنچیان!» با سبک ساده و موسیقیایی و تصاویر زندهاش، تأثیر زیبایی از معدنچیان زغال سنگ - انسانهای عادی اما بزرگ - بر جای گذاشته است. این شعر نه تنها ارزش عاطفی دارد، بلکه غرور و افتخار به سنتهای کارگری باشکوه منطقهی معدنی قهرمانپرور کوانگ نین را نیز برمیانگیزد.
منبع: https://giaoducthoidai.vn/den-voi-bai-tho-hay-tho-mo-post779386.html








نظر (0)