من به جاهای زیادی سفر کردهام، اما فقط پهنههای وسیع نیزارهای نقرهای که با دامنههای کوههای خاکستری-آبی در هم تنیدهاند، واقعاً روح شمال غربی ویتنام را تسخیر میکنند. نیزارهای نقرهای، بیتوجه به یخبندان گزندهای که زنجیرههای درخشانی مانند مروارید تشکیل میدهد و به آرامی روی برگهای سبز سرسبز میافتد، بازیگوشانه تاب میخورند. این نیزارها فقط در ارتفاعات، در میان صخرههای خاکستری، مانند مردم همونگ که فقط در کوهها، پوشیده در مه، زندگی میکنند، رشد میکنند. سرمای گزنده، کسانی را که دور هستند، مشتاق بازگشت میکند، تا در کنار اجاقی شعلهور با خاکسترهای درخشان و آتشی خروشان بنشینند، به اندازهای که یخبندان چرخان را از بین ببرد.
حال و هوای عید تت را از خانه کنار جاده حس میکردم. در حیاط بزرگ، یک حوض بزرگ و لبریز از آب باران میدرخشید. زیر درخت هلوی گرهدار و قدیمی، شاخهها پوشیده از غنچههای گل صورتی رنگ و پرپشتی بودند که شروع به شکفتن کرده بودند. روی ایوان، یک سگ مونگ کوک سیاه براق، چمباتمه زده بود و با دقت جاده را تماشا میکرد و وفاداری سختگیرانه یک سگ نگهبان را به نمایش میگذاشت.
شنیده بودم که سگهای سیاه و دم کوتاه - که از این رو مونگ کوک نامیده میشوند - از قوم همونگ بسیار باهوش هستند، برای شکار در جنگل، نگهبانی از خانهها و باغها آموزش دیدهاند و عضوی از خانواده محسوب میشوند. سگ مونگ کوک با چهره بیتفاوتش، گروهی از دانشآموزان را که برای تعطیلات تت بازمیگشتند، تماشا میکرد که شادمانه و پر سر و صدا از مخزنی آب برمیداشتند تا دستها و پاهایشان را بشویند و همچنین خوک سیاهی را که به زودی در آتش زغال درخشان حیاط به رنگ قهوهای طلایی کباب میشد، حمام کنند.
![]() |
| رقص و آواز سال نو مردم هومون. |
مردم همونگ، تت (سال نو قمری) را زمانی جشن میگیرند که برداشت محصول کامل شده و برنج و ذرت در انبارهای غلات به طور گرم ذخیره شدهاند. در آن زمان، ماهها طولانی و روزها وسیع هستند، مزارع بیکار میمانند و منتظر باران هستند تا آب لازم برای کاشت محصول جدید را فراهم کند. مردان جوان، با فلوتهای خود، در کوههای مرتفع به دنبال معشوق میگردند. زنان و دختران با فراغ بال لباس میدوزند و منتظر بهار هستند. و سالمندان با آسودگی در کنار خورشید مینشینند.
آدم باید خیلی خوششانس باشد که با زن مسنی، تقریباً صد ساله، روبرو شود که کنار بخاری زغالیِ داغ و سوزان نشسته و دستانش را گرم میکند. پشت خمیدهاش شبیه علامت سؤالی بود که رد یک قرن را بر خود داشت. شعلههای سوسوزن، صورت مهربان و زیبایش را روشن کرده بودند و چین و چروکهایش زیر شالِ گلدوزیشدهی براق، به طرز نامحسوسی دیده میشد. کمتر کسی میدانست که این آتش گرم و درخشان بیش از صد سال است که در بخاری میسوزد.
در آشپزخانهی یک خانوادهی همونگ، آتش هرگز خاموش نمیشود. خودِ اجاق به عنوان گرمترین بستر برای سالمندان عمل میکند. پس چه کسی آتش را در خانواده روشن نگه میدارد؟ کسی جز بزرگان خانواده. هنگام ورود به آشپزخانهی یک خانوادهی همونگ، آشناترین تصویر، تصویر یک فرد مسن است که روی یک اجاق شعلهور قوز کرده است. این نمادی از زندگی ابدی، قرنها زیستن پایدار در قلههای بلند کوههای پوشیده از مه و یخبندان است.
مدت زیادی نشستم و به کنده بزرگ و نیمهسوخته، که خاکسترهای سرخ درخشانش با خاکسترهای سفید بکر احاطه شده بود، خیره شدم و تصور کردم که چگونه این کنده میتواند تمام خانه را در روزهای سوزان تابستان یا شبهای یخبندان زمستان گرم نگه دارد. تنها آن زمان بود که واقعاً فهمیدم چگونه زنان همونگ به لطف گرمای آتش آشپزخانههایشان، شبهای بسیار سرد و یخبندان زمستان کوهستانهای مرتفع را تحمل میکردند.
سال نو همونگ یک ماه طول میکشد، به این معنی که هر خانواده یک روز را جشن میگیرد و منتظر اقوام و دوستان از کوههای دیگر میماند تا به دیدنش بیایند. هرچه افراد بیشتری به دیدنش بیایند، خانواده شادی بیشتری خواهد داشت و برداشت محصول در سال جدید بهتر خواهد بود. امروزه، همونگها به توصیه حزب و دولت عمل میکنند و سال نو را برای مدت کوتاهتری جشن میگیرند، زیرا هنوز باید برای کار به مزارع بروند، بنابراین سال نو همونگ فقط سه روز طول میکشد.
دعوت به اقامت در تت (سال نو قمری) مملو از بوی گرم و تند آتش، عطر کمی دودی گوشت خوک دودی آویزان بر روی قفسه آشپزخانه و عطر شیرین و غنی شراب ذرت است. کاسههای شراب ذرت در کنار اجاق گاز شعلهور، که از خود آتش داغتر است، دست به دست میشوند، گویی میگویند: «خورشید از گونههای شما طلوع میکند». در روز تت، زنان همونگ کنار آتش مینشینند و برای مهمانان و خودشان شراب میریزند.
از دامنه کوه پوشیده از ابر بیرون آمدم و این وعده را با خود حمل کردم: «چئو لو! چئو لو!» - در زبان همونگ به معنی «بازگشت» - که به اندازه شراب ذرت کنار آتش گرم مست کننده بود. در دل نذر کردم که روزی به آن آشپزخانه دنج، پر از عطر معطر شراب ذرت که کنار آتش گرم شده بود، برگردم.
فان مای هونگ
منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-xa-hoi/van-hoa/202602/tram-nam-giu-mot-ngon-lua-e0e330c/








نظر (0)