نسیم بهاری که از میان کوچه میگذرد، عطر دلانگیز طبیعت را با خود میآورد.
در امتداد آبگیر، گلهای وحشی وجود دارد.
در مه صبحگاهی، شکوفه میدهد و راه خانه کاملاً باز است.
صدای دود غلیظی از آشپزخانه به گوشم میرسد.
برنج روی آتش گرم در حال جوشیدن است، فصل برداشت صاف و روشن است.
سنجاقکها در میان نیلوفرهای آبی برکه بال بال میزنند.
کودکی ساده و بیتکلفی که یک عمر طول میکشد.
من صدای جزر و مد رودخانه را شنیدهام.
تأمل در قلمرو خاطرات، ابرها را به رویا فرو بردن.
جادهی خانه پر از درخت بود و حواس را مجذوب خود میکرد.
صدای پرندگان فصل قدیم در اسکلهی آشنا طنینانداز است.
از سمت باران شنیدم.
مثل سبزه ای پر جنب و جوش، روی خاطرات می افتد.
آشپزخانه پر از دود آرامشبخش میشود.
به شهر خودم برمیگردم، کلاه گشادم را کج میکنم...
نگوین تی لوین نهو
منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-du-lich-van-hoc-nghe-thuat/van-hoc-nghe-thuat/202602/nang-ngot-hien-nha-f912983/







نظر (0)