Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خداحافظ، پدر.

(PLVN) - تقدیم به روح پدرم...!

Báo Pháp Luật Việt NamBáo Pháp Luật Việt Nam19/05/2026

امروز

با پدر خداحافظی کردیم.

متولدین سال ۱۹۴۱

در دهکده‌ای کوچک کنار رودخانه

واقع در کمون تروک توآن، استان نام دین.

رودخانه زادگاهم در آن زمان

حتماً دوران کودکی پدرم را پرورش داده اند.

توسط خاک آبرفتی، باد شمال

و برداشت ضعیف برنج.

از آن روستای کوچک

بابا رفت مدرسه.

سپس پا به عرصه جهان گذاشتند.

با اشغال رودخانه.

زندگی پدر

سرگردانی در کشتی‌ها.

سفرهای طولانی.

فصل‌هایی که دریا مواج است.

شب‌های دور از خانه

تنها امواج و تاریکی همراهان من بودند.

شاید به این دلیل است که من زمانی در میان پهناوری زندگی می‌کردم.

پس پدر فهمید.

می‌خواهند زندگی‌شان را تغییر دهند

فقط درس خوندن.

پدر و مادر

ما شش خواهر و برادر به دنیا آمدیم.

شش فرزند

بزرگ شدن در محاصره عشق

و آن سال‌ها همیشه آسان نبودند.

اما خانواده من

یه بار یه نفر رو از دست دادم.

برادر بزرگتر -

یک ستوان پلیس

بر اثر سانحه رانندگی دار فانی را وداع گفت.

وقتی که فقط بیست و پنج سال داشت.

آن درد

هرگز نباید به این نام خوانده شود.

فقط همین کلمه

در چشمان پدرم

همیشه یه غم خیلی عمیقی توش هست.

پدرم الان کمتر حرف می‌زند.

اما من فرزندم را بیشتر دوست دارم.

هنوز یادم هست.

روزی که پدرم من و برادرانم را سوار کشتی کرد.

من برای شرکت در آزمون ورودی یک برنامه زبان تخصصی به هانوی رفتم.

آن بچه‌های آن زمان

من همه چیز را نمی‌فهمم.

پدری که پشت سرم ایستاده

در آنجا قرار داده شده

این همه امید.

پدر چیزی برای ما کم نگذاشت.

خانه‌ای بزرگ با دروازه‌ای پهن.

پدر جا مانده

یک جاده.

مسیر یادگیری.

مسیر مهربانی.

مسیر برای هر کودک

او می‌تواند از پدرش هم جلوتر برود.

بعدش بزرگ شدیم.

او پزشک شد.

او مدرک کارشناسی ارشد دارد.

نویسنده.

نسخه بردار.

بعضی از مردم در شهر خودشان ماندند.

بعضی‌ها از استرالیا می‌آیند.

هر شخصی حرفه و شغل مخصوص به خود را دارد.

هر شخصی سرنوشت خودش را دارد.

هر کسی آرزوهای خودش را دارد.

اما مهم نیست کجا میری

ما هنوز آنها را با خودمان آورده بودیم.

تصویر پدرم.

یک مرد

تمام زندگی خود را وقف کرده‌اند

پارو زدن با قایق خانوادگی

از میان طوفان‌ها.

سال‌های پایانی عمرش

پدر دراز کشید

پس از سقوط سرنوشت‌ساز

پدر دردمند.

اما بدون شکایت.

مادر - در هشتاد و پنج سالگی

با آتروفی مغز

بعضی وقتا مثل یه بچه‌ی پیر میشم.

او هنوز هم هر روز کنار پدرش می‌نشیند.

و اما ما چطور؟

آن که در همین نزدیکی است

آنکه دور زندگی می‌کند

تمام عشق را جمع کن

برای مراقبت از پدرم

در آن ماه‌های پایانی

من با قاشق‌هایی فرنی به پدرم دادم.

شیر را جرعه جرعه به نوزاد بدهید.

پاها را که از دراز کشیدن طولانی مدت تحلیل رفته‌اند، ماساژ دهید.

هرگز فکر نمی‌کردم

پدر خواهد رفت.

بنابراین وقتی پدرم گفت:

«بچه‌ها را صدا بزن تا برگردند اینجا...»

من ردش کردم.

فکر می‌کنم

بابا زود خوب میشه.

تا امروز

پدرم دیگر نمی‌تواند واضح صحبت کند.

جوری که پدرمان به ما نگاه می‌کرد.

مدت زمان بسیار طولانی.

انگار که می خواهد چیزی بگوید

برای کودکان

این زیباترین هدیه‌ای شد که پدرم تا به حال به من داده است.

امروز

پدرم الان در آرامش کامل در حال استراحت است.

دیگر دردی نیست.

دیگر خبری از شب‌های بی‌خوابی نیست.

فقط ما می‌مانیم

و خاطرات.

خاطرات یک پدر

برخاسته از فقر،

زندگی سرگردان در رودخانه،

فقدان، سختی،

اما با این حال موفق به تشکیل خانواده شد.

با عشق

و ایمان به یادگیری.

پدر،

اگر جایی هست

پدرم هنوز هم مراقب این خانواده است.

لطفا مطمئن باش، پدر.

مهم نیست زندگی چه چیزی ما برادران را از هم دور می‌کند

به افق‌های مختلف،

اگرچه هر فرد شخصیت متفاوتی دارد،

یک سرنوشت،

پس ما هنوز خانواده‌ی تو هستیم، بابا.

اونا هنوز بچه های من هستن.

کدام سال

پدرش او را به کشتی هدایت کرد.

به هانوی

جستجوی آینده.

منبع: https://baophapluat.vn/vinh-biet-cha.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
اتوبوس موسیقی

اتوبوس موسیقی

ساده در زندگی روزمره

ساده در زندگی روزمره

جزیره چای تان چونگ، یک مقصد گردشگری معروف در نگ آن.

جزیره چای تان چونگ، یک مقصد گردشگری معروف در نگ آن.