Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

اوج گرفتن در آسمان تابستان

امروز بعد از ظهر، ناگهان دلم خواست به ایوان با آن شاخه‌های کاغذی‌اش برگردم. آن ایوان، که زیر نور خورشید سنگین شده بود و از میان کاشی‌های مربعی سرک می‌کشید، رنگ نارنجی خاکی دوران کودکی‌ام را تداعی می‌کرد.

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng09/05/2026

در پاسیو زیر لبه بام، هر بعد از ظهر که ساقه‌های برنج خاکستری می‌شدند، مادربزرگم را به یاد دارم که روی یک صندلی پلاستیکی سبز تیره با پشتی می‌نشست و برگ‌های فوفل را که به تازگی به شکل بال ققنوس آماده کرده بود، می‌جوید.

او اغلب به انتهای کوچه خیره می‌شد و بعد از سه زنگ مدرسه، مرا که از مدرسه بیرون می‌رفتم، تماشا می‌کرد. من با آسودگی به خانه می‌رفتم، دور دوستانم جمع می‌شدم، دست‌هایمان دور شانه‌های هم بود، روی جاده‌ای که هنوز بعد از اولین باران تابستانی گلی بود. با خوشرویی به هم سلام می‌کردیم، سپس روی ایوان، کنار پاهایش می‌نشستیم و منتظر شنیدن داستان‌هایش می‌ماندیم. این داستان‌ها معمولاً با این کلمات شروع می‌شدند: «آن موقع‌ها...»

آن موقع‌ها، اوایل تابستان، هر کدام از ما یک بادبادک کاغذی کوچک که مادربزرگ درست کرده بود، می‌گرفتیم. بچه‌ها آنقدر هیجان‌زده بودند که انگار تازه به اردو رفته‌اند، دور او جمع می‌شدند تا چسب را مخلوط کنند و بامبوها را به هم بچسبانند. مادربزرگ با داس تیزی بامبوها را برای بادبادک‌ها می‌تراشید. ما کنجکاو، یواشکی به اطراف نگاه می‌کردیم و مخفیانه به خانه می‌دویدیم تا کلاه‌های حصیری مادرمان را برداریم و چوب‌های بامبو را جایگزین کنیم. قاب‌های بادبادک بسته به دست هر کودک تکان می‌خوردند، اما همیشه شکل می‌گرفتند. وقتی مادر از کار در مزرعه به خانه می‌آمد، در ایوان دنبال کلاهش می‌گشت اما آن را پیدا نمی‌کرد. وقتی بادبادک را می‌دید که هنوز با چند رشته کلاه به قاب وصل است، ما را به عقب می‌کشید و کتکمان می‌زد تا شیطنت‌هایمان را متوقف کنیم.

CN4 tan van.jpg
بادبادک بازی همیشه سرگرمی مورد علاقه کودکان بوده است (عکس: دونگ فونگ)

کاغذ بادبادک‌سازی از دفترچه‌های قدیمی کنده شد. بعضی از بچه‌ها خودکار برداشتند و چند آرزو نوشتند. آنها درخواست تعطیلات تابستانی تا پایان سال، نمرات عالی در تمام امتحانات ترم جدید، یا اینکه زودتر بزرگ شوند تا والدینشان دیگر آنها را بچه صدا نزنند... انواع درخواست‌ها در نامه‌هایی به خدا نوشته شده بود، بدون هیچ هدیه تشکری. سپس، همه گردن‌هایشان را دراز کردند تا به بادبادک‌هایشان نگاه کنند و منتظر پاسخ خدا بودند. بسیاری با نگرانی زمزمه می‌کردند و از خود می‌پرسیدند که آیا بادبادک‌ها به اندازه کافی بالا رفته‌اند تا نامه‌هایشان را برسانند یا نه. حالا که بزرگتر شده‌اند، فقط می‌خواهند آن آرزوها را پس بگیرند، آرزو می‌کنند که می‌توانستند به زمانی برگردند که والدینشان آنها را بچه صدا می‌زدند.

یادم می‌آید که در مزارع تازه درو شده، بادبادک‌ها را به هوا می‌پراندیم، هنوز بوی تند کاه در آنها موج می‌زد. هر کدام از ما یک قوطی حلبی خالی پیدا می‌کردیم، نخ یا طناب ماهیگیری بلندی دور آن می‌پیچیدیم و محکم به بادبادک می‌بستیم. مقداری نخ ماهیگیری سفید از وسایل ماهیگیری پدرم قرض گرفته شده بود. مقداری نخ خیاطی هم از لوازم خیاطی مادرم بود. همچنین نخ کیسه سیمانی از خانه‌های در حال ساخت محله بود. هر کدام از ما این کار را به طور متفاوتی انجام می‌دادیم، البته تا زمانی که می‌توانستیم نخی برای پرواز دادن بادبادک خود پیدا کنیم.

نسیم اوایل تابستان بادبادک‌ها را به آسمان بلند می‌برد. وقتی نخ بادبادک سفت می‌شد، اغلب یک درخت انبه پیر پیدا می‌کردیم، روی زمین دراز می‌کشیدیم و با فراغت به آسمان نگاه می‌کردیم. بادبادک در میان ابرهای پف‌دار تاب می‌خورد، مانند پرنده‌ای که آرزوی آزادی دارد و در بند نخی که دور قوطی شیر پیچیده شده، اسیر است. ما هم می‌خواستیم بادبادک آزاد باشد و هم می‌ترسیدیم که پاره شود و پرواز کند. این تناقض درست مثل دعاهای ما به درگاه خدا در آن زمان بود، نیمی می‌خواستیم زودتر بزرگ شویم، نیمی می‌ترسیدیم که مجبور به بزرگسالی شویم.

به نظر می‌رسد که در زندگی، همیشه خاطراتی وجود دارد که با کلمات «آن زمان» بازگو می‌شوند. این خاطرات در هم تنیده، در زیر لبه بام‌هایی که مادربزرگم قاب بادبادک‌ها را تراش می‌داد، به من چسبیده‌اند. آن لبه بام‌ها، زمانی که من آنجا بزرگ شدم، در میان شلوغی و هیاهوی جامعه به راحتی قابل تشخیص هستند. و سپس یک روز، وقتی اتفاقی بادبادکی را در آسمانی دور می‌بینم، ناگهان خودم را در حال بازگشت به خانه، پیش کودکانی که زیر همان لبه بام‌ها بزرگ شده‌اند، تصور می‌کنم.

منبع: https://www.sggp.org.vn/bay-cao-giua-troi-mua-ha-post851881.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی زیر پرچم میهن

شادی زیر پرچم میهن

حمام کردن در نهر

حمام کردن در نهر

کره‌های دوقلو در آفتاب صبح زود

کره‌های دوقلو در آفتاب صبح زود