Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سیل ویرانگر سال ۱۹۰۴

Báo Thanh niênBáo Thanh niên13/05/2023


محقق وونگ هونگ سن در اثر منتشر نشده پس از مرگش، *به من هوآ تونگ دین*، صفحات زیادی را به این رویداد اختصاص داد. ابتدا، بر اساس اسناد مورخ ویت کوک از گو کونگ، داستان را بازگو کرد و تفسیری بصیرت‌آمیز و جذاب ارائه داد. با این حال، این قابل توجه‌ترین جنبه نبود؛ آنچه که همچنان قابل توجه است، چیزی که قبلاً ذکر نشده بود، روایتی بود که توسط مادر محقق وونگ هونگ سن ارائه شد.

خانم هوآ تو هائو (۱۸۷۸ - ۱۹۱۳)، اصالتاً اهل روستای تای سام، که با نام روستای شوای کانا در سوک ترانگ نیز شناخته می‌شود، شخصی بود که آقای سون همیشه با عمیق‌ترین محبت از او یاد می‌کرد. او تعریف می‌کرد: «وقتی مادرم فوت کرد، کسب و کار پررونق خانه ناگهان متوقف شد. کسی نبود که خانه را اداره کند و من فوق‌العاده غمگین بودم. من مجذوب رمان‌های چینی شده بودم و فکر وهم‌آلود خودکشی برای دنبال کردن مادرم به سرم زد. این غم مبهم از آنجا ناشی می‌شد.»

Trận lụt kinh hoàng năm 1904 - Ảnh 1.

بازار قدیمی گو کنگ

کویین تران این عکس را از کتاب عکس «ویتنام جنوبی» گرفته است.

وقتی طوفان و سیل سال ۱۹۰۴ جنوب را ویران کرد، مادر آقای سون ۲۶ سال داشت. در لحظات صمیمانه‌ای که با هم داشتند، تجربیات خود را برای پسرش بازگو کرد. در این اثر که پس از مرگش منتشر شد، آقای سون اطلاعات زیادی را ثبت کرد که ما نیز باید امروزه بدانیم تا افکار مردم جنوب در آن زمان را در مواجهه با این فاجعه بزرگ درک کنیم. برای مثال: «دم اژدهای سال اژدها (۱۹۰۴) از گو کونگ در امتداد کل منطقه ساحلی جنوبی امتداد یافت. استان‌های تین گیانگ از مو تو تا هائو گیانگ (سوک ترانگ، باک لیئو، کا مائو...) همگی تحت تأثیر قرار گرفتند. مردم مسن در آن زمان ساده و بی‌تکلف بودند و بسیاری از داستان‌های چینی و استدلال‌های قدیمی را باور می‌کردند و معتقد بودند که اژدها واقعاً وجود دارد. آنها فکر می‌کردند هر سالی که کلمه "تین" (اژدها ) داشته باشد، باران شدید و بادهای شدید خواهد داشت، اما این سال اژدها (۱۹۰۴) فاجعه‌بارترین سال بود. آنها طوفان‌ها و تندبادها را «عزیمت اژدها»، «ظهور اژدها» می‌نامیدند...»

آقای وونگ هونگ سن با دنبال کردن جریان داستان، ادامه داد: «در آن سال، من فقط سه سال داشتم و چیزی نمی‌دانستم. مادرم بعداً تعریف کرد که طوفان تمام شب با بادهای شدید و باران سیل‌آسا می‌وزید. در حالی که در پشه‌بند دراز کشیده بودم، صداهایی شبیه صدای شلیک گلوله‌های بلند می‌شنیدم. وحشتناک‌ترین چیز این بود که باد در یک جهت نمی‌وزید، بلکه مدام به عقب و جلو حرکت می‌کرد. حتی بزرگترین درختان هم نمی‌توانستند در برابر طوفان مقاومت کنند. ردیف درختان تمر هندی جلوی خانه قدیمی پدر و مادرم همگی از ریشه کنده شده بودند. درخت تمر هندی جلوی خانه، با تنه آنقدر بزرگی که برای بغل کردنش به یک مرد نیاز بود، کاملاً روی سقف افتاد. خوشبختانه، خانه نوساز سقف محکمی داشت که می‌توانست وزن درخت را تحمل کند. صبح روز بعد، اداره ساخت و ساز کارگران ماهری را برای بریدن هر شاخه فرستاد و یک کامیون کنده درخت را حمل کرد. خیابان جلوی خانه که قبلاً «ردیف تمر هندی» نامیده می‌شد، بعداً به «جاده ردیف ستاره» و سپس به «جاده دای نگای» تغییر نام داد.»

این داستان روستای دای نگای (سوک ترانگ) است، اما در مورد گو کنگ چطور؟

بر اساس روایت ویت کوک، آقای سن داستان پیرمردی را که شاهد آن بود، اینگونه تعریف کرد: «در پانزدهمین روز از سومین ماه قمری، باران بارید و از ظهر تا عصر، شدیدتر و شدیدتر شد... پدرم باد شرقی بسیار شدیدی را دید که به دیوارها می‌خورد و درها را فرو می‌ریخت و سقف کاهگلی به اطراف پرتاب می‌شد. پدرم بسیار ترسیده بود، بنابراین تخته‌هایی از یک تخته چوبی برداشت و از آنها برای تکیه دادن در استفاده کرد و آنها را با دقت بسیار بست، اما باد همچنان می‌وزید. ابتدا دیوارها را فرو ریخت و ستون‌های خانه را خم کرد، سپس گردبادی آمد و نیمی از سقف را با خود برد و نیمه دیگر فرو ریخت و روی انبار برنج افتاد. در وحشت، فریادهای بلند زیادی از بزرگ روستا شنیدیم: «آب سرریز شده! خدای من! به کدام سمت فرار کنیم؟»»

کل سلسله وقایع وحشتناک پس از آن در صفحات متعدد و با جزئیات شرح داده شده است؛ در اینجا فقط به نقل قولی از روز بعد بسنده می‌کنم: «بعد از ظهر شانزدهم، گروهی از بازماندگان به جستجوی بستگان خود رفتند. آب هنوز تا زانو در آب بود، اجساد انسان‌ها و حیوانات روی سطح آب شناور بود، وسایل در سراسر مزارع پراکنده بود و روستاهایی که زمانی شلوغ بودند، اکنون به چند ستون ایستاده تبدیل شده بودند...»

صبح روز هفدهم، آب سیل به طور قابل توجهی فروکش کرد و مردم همه جا را برای یافتن اجساد جستجو کردند، به دنبال همسران، فرزندان، اقوام، والدین و خواهر و برادرها. برخی از خانواده‌ها کاملاً از بین رفته بودند، حتی یک نفر هم باقی نمانده بود. اجساد در همه جا پراکنده بودند. تا روز نوزدهم، آنها مراسم تدفین را سازماندهی نکردند و اجساد را هر کجا که پیدا می‌کردند، دفن می‌کردند. در اینجا شعری با این مضمون وجود دارد که من آن را اینجا رونویسی می‌کنم:

بیایید همه آنها را تکه تکه کنیم!

آنها را از هر کجا که آمده‌اند، دفن کنید؛ هیچ‌کس اجازه ندارد آنها را حمل کند.

حتی پس از مرگ، بدن هرگز در آرامش نیست.

و بازماندگان، از کجا می‌توانستند برنج و پول برای خوردن پیدا کنند؟

با بازگشت به داستانی که مادر آقای سون تعریف می‌کند، می‌دانیم که خانه دوران کودکی او در خیابان دای نگای، که اکنون خیابان های با ترنگ است، قرار داشته است. آقای سون اظهار داشت که در اوایل قرن بیستم: «این جاده مستقیماً به مصب دای نگای منتهی می‌شد، با اسکله‌ای از «سنبل آبی» که از می تو اسناد و نامه‌های رسمی را حمل می‌کرد و «ایستگاه پستی» ایالت از سایگون و جاهای دیگر نامیده می‌شد. اکنون، اصطلاحاتی مانند «کالسکه شیشه‌ای، کالسکه کاغذی» و راننده‌ای به نام «xà ích» (از کلمه فرانسوی «saïs» که از عربی گرفته شده و به معنی الاغ‌دار، کالسکه‌چی اسب است) دیگر توسط نسل‌های جوان‌تر و تازه‌واردان درک نمی‌شوند و برای خواندن متون باستانی و رمان‌های موجود در اینجا ضروری هستند.»

آقای سون کاملاً درست می‌گفت. شیوه‌ای که مردم جنوب سیل ۱۹۰۴ را توصیف می‌کردند، حاوی کلماتی بود که ممکن است امروزه آنها را نفهمیم. برای مثال، در آن زمان: «مرده باید فوراً دفن شود»، رسم این بود: «مرگ فوراً، دفن فوراً». ضرب‌المثلی وجود داشت:

ماه مارس طوفان‌های مرگبار و بادهای ویرانگر را به همراه دارد.

ماه مه هم به همین اندازه آشفته بود.

از آنجا که به بستگان اجازه داده نمی‌شد برای نشان دادن احترام به فرزند، مراسم تشییع جنازه برگزار کنند، چنین شکایاتی مطرح شد... امروزه، در گو کونگ، رسم بزرگداشت طوفان در شانزدهم ماه سوم قمری هنوز رعایت می‌شود و حتی در ماه پنجم، برخی از مردم هنوز برای سوگواری برای متوفی به خانه برمی‌گردند (طبق گفته ویت کوک).

خب، چطور باید این را درست بفهمیم؟

به گفته آقای سون: «با جستجو در فرهنگ لغت Huình Tịnh Của، فرهنگ لغت Lê Văn Đức و همچنین در فرهنگ لغت Hội Khai Trí Tiến Đức ( هانوی )، نتوانستم کلمه «nhộn» را برای اشاره به مرگ پیدا کنم. بنابراین، پیشنهاد می‌کنم این معنی را به زبان خود اضافه کنیم تا آن را غنی‌تر کنیم. به طور کلی، در مورد بیماری، ما از دیرباز خرافات مرسومی داشته‌ایم. به عنوان مثال، در مورد آبله، از اصطلاحات ملایمی مانند «میوه در حال رشد» و «میوه خوب» برای نشان دادن یک مورد خفیف استفاده می‌کنیم. مرگ به عنوان «مرده» یا «رفته» نامیده می‌شود... حتی در مورد بیماری‌های همه‌گیر یا فصلی (طاعون، وبا)، برای جلوگیری از اصطلاح وحشتناک «بلافاصله پاک شده»، ما در اینجا از اصطلاح «مرگ» استفاده می‌کنیم که به معنای «علائم غیرمعمول، ناهنجاری» است. امیدوارم خردمندان بفهمند.» (ادامه دارد)



لینک منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ویتنام

ویتنام

این تغییر، ایمنی سیستم برق را تضمین می‌کند.

این تغییر، ایمنی سیستم برق را تضمین می‌کند.

رایگان

رایگان