Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

به سوی خوشبختی بروید

فیلم چینی «رفتن به جایی که باد می‌وزد» علاقه‌مندان به سفر و کسانی را که آرزوی فرار از شلوغی زندگی و یافتن آرامش را دارند، مجذوب خود کرد. با تماشای فیلم، ناگهان پشیمان شدم: چرا ویتنام داستانی مانند آن ندارد؟ زیرا من با یک «قهرمان مرد» بسیار واقعی - وو مان کونگ - آشنا شدم که بر زخم‌های زندگی خود غلبه کرد تا یک منطقه کوهستانی دورافتاده را به یک مقصد گردشگری درخشان در شمال غربی ویتنام تبدیل کند. اگر فیلمی بر اساس آن داستان ساخته شود، دوست دارم آن را «رفتن به سوی خوشبختی» بنامم.

Báo Pháp Luật Việt NamBáo Pháp Luật Việt Nam17/02/2026

ترام تاو - از مکانی دورافتاده به سرزمینی که به خاطر شادی‌اش شناخته شده است.

چندی پیش، ترام تائو ( که قبلاً استان ین بای بود و اکنون بخشی از استان لائو کای است ) هنوز یک گوهر پنهان در نقشه گردشگری ویتنام بود. مردم اغلب از ترام تائو به عنوان "مکانی بسیار دورافتاده" یاد می‌کردند. زندگی مردم مونگ و تای در آنجا به مزارع، باغ‌ها و بادهای کوهستانی‌شان گره خورده بود؛ کمتر کسی تصور می‌کرد که روزی گردشگران به این روستا هجوم آورند.

با این حال، ترام تاو امروز متفاوت است. این سرزمین دیگر نام قدیمی خود را ندارد، اما اکنون کمون شاد نامیده می‌شود - نامی که حس آرامش و سکون را تداعی می‌کند. این مکان آرام، زیبا، دره‌ای کوچک است که در میان کوه‌های باشکوه شمال غربی ویتنام قرار گرفته است، اما به اندازه کافی گرم است تا مردم شادی را تجربه کنند و با خود واقعی‌شان دوباره ارتباط برقرار کنند.

اکنون شادی با اقامتگاه‌های خانگی جذابی که در دره‌های پایین قله‌های تا شوا و تا چی نهو سر بر می‌آورند، نمایان می‌شود. مهمانخانه‌ها، مقاصد تجربی و خدمات گردشگری اجتماعی در هر روستای کوچک در حال گسترش هستند. مردم همونگ و تای دیگر صرفاً با کشاورزی زندگی نمی‌کنند، بلکه یاد گرفته‌اند که از مهمانان استقبال کنند، داستان‌های روستاهای خود را به اشتراک بگذارند و از جنگل‌ها و نهرها محافظت کنند، گویی که آنها منبع معیشت آنها هستند.

این تغییر تا حدودی ناشی از منبع چشمه‌های آب گرم است - یا به طور دقیق‌تر، از شخصی که می‌داند چگونه از منابع چشمه‌های آب گرم بهره‌برداری کند - وو مان کونگ، مالک تفرجگاه چشمه‌های آب گرم کونگ های.

این مرد در طول یک عمر، سرنوشت‌های زیادی را تجربه کرد.

اولین برداشت من از کوانگ بسیار ساده بود: چشمان عمیقی که همیشه با حالتی پرشور به جلو نگاه می‌کردند، هیکلی کوچک و لاغر که نمی‌توانست رفتاری قهرمانانه را پنهان کند. مخصوصاً وقتی شنیدم که او سفرش برای بازگرداندن گردشگری به زادگاهش را تعریف می‌کند، فهمیدم که در مقابل مردی ایستاده‌ام که زندگی‌های متفاوتی را تجربه کرده است. کوانگ از آن دسته افرادی نبود که از سینما بیرون آمده باشند؛ او جذاب نبود و با معیارهای مرسوم «موفقیت» هم مطابقت نداشت. او در زندگی‌اش لحظات تاریک بیشتری نسبت به لحظات روشن تجربه کرده بود.

داستان زندگی کوانگ مانند یک فیلم است - از سقوط از اوج تا تولد دوباره، از گمنامی تا سفری برای فداکاری به سرزمین مادری‌اش. اما برخلاف شخصیت داستان «به جایی که باد می‌آید می‌رود» که در شهر شلوغ به دنبال باد می‌گردد، کوانگ تصمیم گرفت بماند و «باد را به سرزمین مادری‌اش بازگرداند».

کوانگ پیش از آنکه نامش با گردشگری در شمال غربی ویتنام مترادف شود، معلم ادبیات بود، به ادبیات علاقه داشت و جوانی خود را وقف آموزش سواد به کودکان همونگ و تایلندی در روستاهای دورافتاده کرده بود. اما دوره‌ای نیز در زندگی او وجود داشت که او یک «سرگردان» بود. گاهی اوقات، تقریباً همه چیز را از دست می‌داد: اعتماد خانواده‌اش، جایگاه اجتماعی‌اش و حتی خودش.

کوانگ به من گفت که دقیقاً به یاد نمی‌آورد چه زمانی برای اولین بار در این مارپیچ گرفتار شده است. او فقط می‌دانست که دوره‌های مستی و شب‌های تاریک و دلگیر، او را از مسیر آینده‌اش به عنوان یک معلم دور می‌کند. اما بعد، وقتی که به نظر می‌رسید همه امیدها از بین رفته است، کسی از راه رسید - یک افسر پلیس به نام چین، که نه تنها او را از اعتیاد نجات داد، بلکه او را از بدهی نیز نجات داد و فصل جدیدی از زندگی‌اش را آغاز کرد. آن شخص بارها و بارها به او کمک کرد تا دوباره روی پاهایش بایستد و همچنین کسی بود که "شعله" را در قلب او "دوباره شعله‌ور کرد".

من کوانگ را زمانی ملاقات کردم که اوضاع آرام شده بود. زمانی که او آنقدر آرام بود که درباره گذشته طوری صحبت می‌کرد که انگار زندگی دیگری است - بدون انکار، بدون غرور، اما با احترام به تکه‌های زندگی‌اش.

«قلب» شادی

در سال ۲۰۱۵، کوانگ پتانسیل چشمه‌های آب گرم طبیعی در ترام تائو را تشخیص داد - منبعی که تا آن زمان در اعماق کوه‌ها پنهان مانده بود. بر اساس این پتانسیل، او تصمیم گرفت در ساخت یک تفرجگاه چشمه‌های آب گرم سرمایه‌گذاری کند - که با یک استخر کوچک شروع شد و به تدریج به یک تفرجگاه واقعی با استخرهای چشمه‌های آب گرم، اتاق‌های مهمان و فضاهایی برای استراحت و لذت بردن از مناظر کوهستانی تبدیل شد.

او روزهای اولیه حفر استخرهای معدنی، کانال‌کشی آب و ساخت اتاق‌ها را بازگو کرد. او این تفرجگاه جذاب را بدون تکیه بر هیچ نقشه‌ای، صرفاً بر اساس مشاهدات خود از طبیعت و غرایز کسی که مدت‌ها در این سرزمین زندگی کرده است، ساخت. کوانگ نهرها را به خوبی جریان خون خود درک می‌کند. او می‌داند آب چه زمانی جریان دارد، کجا قوی است و کجا ملایم. او می‌داند کدام مناطق باید همانطور که هستند رها شوند و کدام مناطق را می‌توان تغییر داد.

از چشمه‌های آب گرم آرام و جاری در میان کوه‌ها و جنگل‌ها، از مناظر بکر و بی‌نام و نشان، از پشتکار و باور به اینکه زیبایی نیازی به مصنوعی بودن ندارد، و از عشق عمیق به سرزمین و مردمش، تفرجگاه آب گرم کونگ های شکل گرفت. امروزه در قلب کمون هان فوک، تفرجگاه آب گرم ترام تاو وو مان کونگ مانند یک قلب است - نه بزرگترین، نه خیره‌کننده‌ترین، اما بازدیدکنندگان می‌توانند گرما، آرامش و خنکی طراوت‌بخش آن را احساس کنند.

هر چیزی که او در این مکان خلق کرد، کندی لازم را داشت. آنقدر کند که مردم متوجه خستگی خود شوند. آنقدر کند که طعم‌ها و صداهای کوه‌ها و جنگل‌ها را جذب کند، آنقدر کند که متوجه شود خوشبختی، ظاهراً، به چیز زیادی نیاز ندارد.

کوانگ به من گفت: «نمی‌خواهم قضیه را بزرگ کنم. فقط می‌خواهم کاری را که درست است انجام دهم. درست با طبیعت، درست با مردم و درست با خودم.»

منظره‌ای از منطقه گردشگری چشمه آب گرم کونگ های.
منظره‌ای از منطقه گردشگری چشمه آب گرم کونگ های.

وقتی یک نفر تغییر می‌کند، کل سرزمین تغییر می‌کند.

آنچه در مورد وو مان کونگ بیش از همه قابل توجه است، نه تنها تفریحگاه چشمه‌های آب گرم، بلکه تأثیر نامحسوس او بر ترام تاو - هان فوک امروزی است.

وقتی کوانگ کسب و کار گردشگری خود را آغاز کرد، بسیاری شک داشتند. وقتی شکست خورد، برخی سرشان را به نشانه‌ی تردید تکان دادند. اما وقتی اقامتگاه چشمه‌های آب گرم پایدار شد، وقتی گردشگران شروع به آمدن کردند و وقتی پول دوباره به روستا سرازیر شد، اعتماد به نفس گسترش یافت. مردم یاد گرفتند که چگونه اقامتگاه‌های خانگی راه‌اندازی کنند. آنها یاد گرفتند که چگونه خانه‌ها، جنگل‌ها و سبک زندگی خود را حفظ کنند. گردشگری دیگر چیزی «مخصوص بیگانگان» نبود، بلکه بخشی از زندگی آنها شد.

در میان آن صحنه‌ی پرجنب‌وجوش، اقامتگاه چشمه آب گرم کوانگ بدون تغییر باقی مانده است - ریتم آن تغییری نکرده است. این به عنوان یادآوری عمل می‌کند که توسعه به معنای از دست دادن هویت نیست.

در طول اقامتم با مردم محلی، آنها به من گفتند که کوانگ هرگز خود را رقیب نمی‌دانست. او اسرارش را پیش خودش نگه نمی‌داشت. برعکس، او اغلب به هر اقامتگاه خانگی و خانواده‌ها سر می‌زد تا آنها را در همه چیز، از تمیز کردن اتاق‌ها و مراقبت از مهمانان گرفته تا به اشتراک گذاشتن داستان‌هایی درباره فرهنگ محلی - از آداب و رسوم و لباس گرفته تا غذاها - راهنمایی کند. یکی از صاحبان اقامتگاه‌های خانگی با قدردانی به من گفت: «او همه چیز را قدم به قدم به ما نشان داد.»

مردم محلی او را نیکوکار می‌نامند - نه تنها به این دلیل که او گردشگری را به این سرزمین آورد، بلکه به این دلیل که او مایل بود منافع فوری را به اشتراک بگذارد، راهنمایی کند و برای خودش نگه ندارد.

آنها به من گفتند که به لطف کوانگ، یاد گرفته‌اند که چگونه داستان‌هایی درباره روستای خود برای گردشگران تعریف کنند؛ یاد گرفته‌اند که چگونه تجربه خلق کنند، چگونه با صمیمیت از بازدیدکنندگان استقبال کنند، و یاد گرفته‌اند که می‌توانند فرهنگ و طبیعت خود را حفظ کنند و در عین حال زندگی بهتری داشته باشند.

کوانگ، فراتر از حمایت صرف از مردم محلی، همیشه تأکید می‌کند که گردشگری باید با حفظ فرهنگ و طبیعت بومی مرتبط باشد. او به طور محرمانه گفت: «من عاشق مردم همونگ هستم، عاشق این سرزمین هستم... هر جا که مردم همونگ زندگی می‌کنند، آن مکان بهشتی برای گردشگری است. اما نکته تأسف‌بار این است که در گذشته، مردم همونگ نمی‌دانستند چگونه گردشگری کنند.»

برای او، گردشگری فقط یک خدمت نیست؛ بلکه پلی است بین هویت فرهنگی و نسل جوان، راهی برای مردم تا به خود و ارزش‌های دیرینه‌ای که بسیاری از مکان‌ها از دست داده‌اند، افتخار کنند.

کوانگ هنوز در حال پرورش طرحی برای کمک به ساخت زیباترین روستای همونگ در شمال غربی ویتنام است - مکانی که گردشگران نه تنها به آنجا می‌آیند، بلکه در آن زندگی می‌کنند، می‌آموزند و با جامعه به اشتراک می‌گذارند. او معتقد است که گردشگری تنها زمانی واقعاً مؤثر و پایدار خواهد بود که صدای قلب مردم، آنها را به اقدام ترغیب کند.

ما به این سرزمین و به مردم دو کلمه بدهکاریم: قدردانی و محبت.

وو مان کونگ مردی است که شکست‌های عمیقی را تجربه کرده است، اما شجاعت دوباره برخاستن را دارد و با استفاده از عرق و اشک خود، مقصدی را می‌سازد که بسیاری آن را خوشبختی می‌نامند؛ او صبر دارد تا سرعت خود را کم کند و ارزش جایی را که در آن زندگی می‌کند، درک کند. او به دنیا نیامده بود که الگو باشد، اما به ستونی از حمایت تبدیل شد. او زندگی را با زخم‌های واقعی پشت سر گذاشت و دقیقاً همین تجربیات است که او را قوی و قابل اعتماد کرده است.

در مکالمات ما، کوانگ هرگز از مشارکت‌هایش صحبت نکرد. همانطور که او بی‌سروصدا به کار خود ادامه می‌داد و اجازه می‌داد زمین و مردمش به طبیعی‌ترین شکل ممکن تغییر کنند. برای مردم کمون هان فوک، او نه یک «تاجر» است، نه یک «شخصیت رسانه‌ای»، بلکه یکی از اعضای خانواده است - کسی که معیشت را به ارمغان آورده و آینده‌ای متفاوت و روشن‌تر را برای اطرافیانش گشوده است.

بعضی‌ها با پول به گردشگری می‌پردازند. بعضی‌ها با بینش به گردشگری می‌پردازند. کوانگ با زندگی خودش به گردشگری می‌پردازد. او زمانی خیلی سقوط کرد. و چون در قعر جهنم بود، ارزش کمک به دیگران برای دوباره روی پای خود ایستادن را درک می‌کند. تمایل او برای راهنمایی دیگران، بی‌باکی‌اش در مواجهه با رقابت و امتناعش از جستجوی مزایا صرفاً برای خودش - اینها ویژگی‌های نادری هستند. اینها از استراتژی تجاری او ناشی نمی‌شوند، بلکه از یک فلسفه زندگی ناشی می‌شوند، زیرا او با یک باور عمیق وارد صنعت گردشگری شد: مردم، زمین و یک بدهی قدردانی. او از چشمه‌های آب گرم نه با دانش علمی، بلکه با شهود کسی که به اندازه کافی با زمین زندگی کرده و با دقت به زمزمه‌های آن گوش داده است، بهره‌برداری کرد.

نتیجه‌گیری

در مقایسه با شخصیت اصلی مرد در «رفتن به جایی که باد می‌وزد»، کوانگ... به اندازه او رمانتیک نیست، هرچند که خارج از زندگی‌اش که وقف چشمه‌های آب گرم است، هنوز لحظاتی از «خودشیفتگی» با ارگ و نواختن نت‌های گیتار کنار آتش دارد... و این شخصیت خارج از فیلم اصیل‌تر است. بنابراین، نویسنده نیازی به شاخ و برگ دادن به داستانش ندارد، فقط آن را دقیق روایت می‌کند. زیرا خود زندگی او به اندازه کافی قوی است که روی صفحه کاغذ محکم بایستد، واقعاً یک نمونه سینمایی زیبا.

چشمه آب گرم کونگ های همچنان نقطه کانونی گردشگری در هان فوک است. بسیاری از بازدیدکنندگان، پس از اولین بازدید خود، به جای کاوش در مقاصد گردشگری جدید، هر زمان که فرصتی پیدا کنند، به چشمه آب گرم کونگ های بازمی‌گردند، زیرا این مکان فضای آرامش‌بخشی را در اختیار آنها قرار می‌دهد. می‌توان با اطمینان گفت که سفر کونگ و سفر این بازدیدکنندگان را می‌توان " بازگشت به مکان شادی " نامید.

منبع: https://baophapluat.vn/di-ve-noi-hanh-phuc.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دریا و آسمان کوان لان

دریا و آسمان کوان لان

شادی مردم هنگام جمع‌آوری زباله

شادی مردم هنگام جمع‌آوری زباله

آدم‌های شاد

آدم‌های شاد