Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

«شوالیه» هزاران دانش‌آموز شهر هوشی مین بیمار می‌شود.

(روزنامه دن تری) - «شوالیه تنهای مین» که زمانی در تمام محوطه دانشگاه ملی شهر هوشی مین پرسه می‌زد تا به دانشجویان در تعمیر دوچرخه، نقل مکان به محل اقامت جدید، فراری دادن سارقان و غیره کمک کند، اکنون با بیماری قلبی و کبدی رو به وخامت دست و پنجه نرم می‌کند.

Báo Dân tríBáo Dân trí16/09/2025


با این حال، او تنها نبود، چرا که حمایت هزاران دانشجو، فارغ‌التحصیل و نیکوکار به او قدرت غلبه بر بیماری‌اش را داد.

«شوالیه» روی تخت بیمارستانش

این روزها، بخش قلب و عروق بیمارستان عمومی استان دونگ نای شلوغ‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. درِ اتاق بیمار در طبقه نهم مدام باز و بسته می‌شود.

نه از بستگان نزدیک، بلکه چهره‌های جوان، برخی از دانشجویان و بسیاری از متخصصان شاغل، برای دیدار با یک شخص خاص، یک "شوالیه" خاموش سابق که در سراسر محوطه دانشگاه ملی شهر هوشی مین پرسه می‌زد، آمده بودند: آقای نگوین ون مین (۶۳ ساله)، که با محبت به عنوان مین تنها شناخته می‌شد.

در اتاق بیمارستان، تصویر «شوالیه» تنهای مین کاملاً متفاوت به نظر می‌رسید. پس از یک بیماری طولانی، او روی تخت نشسته بود، بدنی لاغر، پوستی زرد، شکمی متورم و چهره‌ای خسته، با لوله اکسیژنی که در بینی‌اش گیر کرده بود. با این حال، هنوز هم رگه‌هایی از ملایمت در چهره‌اش دیده می‌شد، که منعکس کننده خوش‌بینی آشنای «شوالیه‌ای» بود که سال‌ها برای کمک به دانشجویان به این سو و آن سو سفر کرده بود.

«شوالیه» هزاران دانشجوی شهر هوشی مین بیمار شد - قسمت اول

با شنیدن خبر بیماری آقای مین، بسیاری از دانشجویان مسافت‌های طولانی را برای ملاقات با او در بیمارستان عمومی دونگ نای طی کردند (عکس: دای نگییا).

چند روز پیش، خبر بیماری و بستری شدن آقای مین در بیمارستان که او را در تنهایی فرو برده بود، بسیاری را غمگین کرد. از اتاق کوچک بیمارستانش، تماس‌ها و پیام‌هایی از همه جا همچنان به او می‌رسید، مانند ریسمانی که او را به مکانی که دهه‌ها به آن وابسته بود، متصل می‌کرد.

آقای مین به طور محرمانه گفت: «بچه‌ها بی‌وقفه، گاهی صدها بار، تماس می‌گرفتند و از سلامتی‌ام می‌پرسیدند، می‌خواستند در بیمارستان به ملاقاتم بیایند و غذا بخرند، اما من به آنها اجازه ندادم، چون بعد از دریافت دارو و تزریق در بیمارستان، حالم خیلی بهتر شده بود.»

در بخش درمان، غذای آقای مین همیشه در کنار تختش سرو می‌شد تا استراحت و بهبودی‌اش را تسهیل کند. این توجه و محبت به همراه محبت کسانی که به آنها کمک کرده بود، باعث می‌شد بخش «قهرمان» احساس گرمی و تنهایی کمتری داشته باشد.

آقای ترونگ تان ون (۶۴ ساله) که در تخت کنار آقای مین دراز کشیده بود، بارها شاهد بود که چگونه "شوالیه" با اطرافیانش صحبت می‌کرد و آنها را تشویق می‌کرد.

آقای ون به اشتراک گذاشت: «شب‌ها متوجه شدم که با اینکه آقای مین نمی‌توانست خوب بخوابد، وقتی صبح از خواب بیدار می‌شد و تماس‌های زیادی از مردم دریافت می‌کرد که حالش را می‌پرسیدند، او همچنان با خوشحالی به تلفن جواب می‌داد و پاسخ می‌داد، هیچ نشانه‌ای از خستگی نشان نمی‌داد، بلکه همیشه شاد و خوش‌بین بود. با دیدن اینکه چگونه روحیه خوش‌بینی خود را حفظ کرده بود، محبت و تحسین بیشتری نسبت به این مرد احساس کردم.»

«شوالیه» هزاران دانشجوی شهر هوشی مین بیمار شد - قسمت دوم

تماس‌های تلفنی روزانه برای جویا شدن حال او به منبع انگیزه تبدیل شد و به آقای مین کمک کرد تا به سرعت بر بیماری جدی خود غلبه کند (عکس: دای نگییا).

حتی در بیمارستان، آقای مین نمی‌توانست نگران اتفاقات بیرون نباشد. او می‌ترسید که کسی از وضعیت او برای منافع شخصی سوءاستفاده کند و از دانشجویان یا نیکوکارانی که می‌خواستند به او کمک کنند، کلاهبرداری کند.

آقای مین با نگرانی گفت: «فقط امیدوارم همه خیلی مراقب باشند و برای کسی که خودش را جای من جا می‌زند پول نفرستند. من اینجا دراز کشیده‌ام، در تختم حبس شده‌ام و اگر کسی کار بدی بکند و از اسم من استفاده کند، وحشتناک خواهد بود.»

با وجود درد جانکاه، بزرگترین آرزوی این مرد همچنان بازگشت به سرزمین مادری محبوبش است - جایی که نسل‌های متمادی از دانش‌آموزانی که آقای مین آنها را فرزندان و نوه‌های خود می‌داند، در آن ساکن هستند.

او با وجود اینکه خستگی به وضوح در چهره‌اش نمایان بود، گفت: «فقط امیدوارم زود خوب شوم تا بتوانم سریع به آنجا برگردم، رفت و آمد دانش‌آموزان را ببینم، اگر به چیزی نیاز دارند به آنها کمک کنم، کمکشان کنم تا با قیمت ارزان به جای جدیدی نقل مکان کنند، چون می‌دانم دانش‌آموزان پول زیادی ندارند.»

برای بسیاری از دانش‌آموزان، «یک قهرمان».

در خاطرات نسل‌های زیادی از دانشجویان «دهکده دانشگاه»، چهره آشنای آقای مین همیشه با گاری سه چرخ قدیمی و لبخند ملایمش تداعی می‌شود. در ظهر سوزان، وقتی لاستیک موتورسیکلت‌ها در وسط جاده پنچر می‌شد، تنها یک تماس کافی بود تا او ظاهر شود و با جدیت تمام لاستیک‌ها را بدون دریافت حتی یک ریال تعمیر کند.

«شوالیه» هزاران دانشجوی شهر هوشی مین بیمار شد - 3

«شوالیه» هزاران دانشجوی شهر هوشی مین بیمار شد - 4

آقای مین که خانواده یا خانه‌ای ندارد، تنها همدمش گاری سه‌چرخش است که از آن برای کمک به دانش‌آموزان استفاده می‌کند (عکس: فوونگ تائو).

تان اوین، دانشجوی دانشگاه پلی‌تکنیک، به یاد می‌آورد: «آن موقع، لاستیک ماشینم وسط جاده پنچر شد و داشتم فکر می‌کردم چه کار کنم که عمو مین برای کمک آمد. او با پشتکار لاستیک را برایم عوض کرد و بعد از آن، مطلقاً از پذیرفتن هیچ پولی خودداری کرد. فقط لبخند زد، دستش را تکان داد و گفت آن را برای وعده غذایی‌ام نگه دارم.»

دانشجویان جدید، که در «دهکده دانشگاه» احساس گم‌گشتگی و سردرگمی می‌کردند، برای یافتن محل اقامت تقلا می‌کردند و بار دیگر، آقای مین پیشنهاد کمک داد. او بدون هیچ تردیدی، به راحتی آنها را برای یافتن مسکنی پایدار و امن به اطراف برد.

مین کوک، دانشجوی سابق دانشگاه ملی ویتنام، شهر هوشی مین، گفت: «در آن زمان، به لطف او که به من کمک کرد جایی برای اجاره پیدا کنم، می‌توانستم روی درس‌هایم تمرکز کنم. حالا که شنیده‌ام او بیمار است، آن خاطرات دوباره به سراغم می‌آیند.»

در خاطرات فونگ تروک، دانشجوی سابق دانشگاه علوم اجتماعی و انسانی، سال‌های کار تا دیروقت همیشه با ترس همراه بود، زیرا شب‌ها بسیار خلوت بودند.

هر بار که کارش را دیر تمام می‌کرد، دانشجوی جوان تلفن همراهش را محکم در دست می‌گرفت و شماره «آقای مین تنها» را در مخاطبینش آماده نگه می‌داشت. هر وقت احساس ناراحتی می‌کرد، تروک فوراً تماس می‌گرفت و با شنیدن صدای آشنایی از آن طرف خط، احساس اطمینان می‌کرد.

آقای مین نه تنها به موقع رسید، بلکه بارها به او یادآوری کرد: «دخترم نباید تا دیروقت کار کند؛ خیلی خطرناک است.» این توصیه ساده باعث شد تروک شیفت‌های شبانه‌اش را محدود کند و به خودش یادآوری کند که ایمنی از همه چیز مهم‌تر است.

«شوالیه» هزاران دانشجوی شهر هوشی مین بیمار شد - ۵

آقای مین مرتباً به رهگذران یا دانش‌آموزانی که با موتورسیکلت خود مشکل دارند کمک می‌کند (عکس: نام تای).

آقای مین نه تنها از طریق اقدامات معنادار به دانش‌آموزان کمک می‌کند، بلکه او یک "شوالیه" واقعی نیز هست. او یک بار با دست خالی با سارقان جنگید تا از امنیت دانش‌آموزان محافظت کند.

علاوه بر این، او تمام پول اهدایی خیرین را صرف خرید موتورسیکلت دست دوم، دوچرخه کارکرده، دفترچه یادداشت، برنج، نان و غیره می‌کرد تا به دانش‌آموزان بی‌بضاعت و افرادی که در شرایط سختی بودند، بدهد.

جوانانی که از کمک‌های او بهره‌مند شده بودند، با شنیدن اینکه «شوالیه» خاموششان اکنون با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند، احساس همدردی کردند.

تان اوین گفت: «با شنیدن خبر بیماری او، واقعاً احساس همدردی کردم. او انسان خوبی بود که زندگی خود را وقف دانش‌آموزان کرد، با این حال وقتی بیمار شد، تنها بود و هیچ خانواده‌ای در کنارش نبود. خوشبختانه، خیرین سخاوتمند به موقع به کمک او آمدند. فقط امیدوارم که او به سرعت بهبود یابد و سلامتی خود را بازیابد.»

خبر بیماری آقای مین قلب هزاران نفر را تحت تأثیر قرار داده است. طبق آخرین اطلاعات، تا نیمه شب ۱۶ سپتامبر، کل مبلغ کمک‌های مالی برای "قهرمان" مین به نزدیک به ۷۰۰ میلیون دونگ ویتنام رسیده است.

نگرانی و مراقبتی که دانشجویان و نیکوکاران نشان می‌دهند، نه تنها ابراز قدردانی است، بلکه نشان می‌دهد که اقدامات آقای مین بذر عشق را کاشته و نیکی را در جامعه گسترش داده است. این محبت، پرمعناترین هدیه‌ای است که او پس از سال‌ها فداکاری خاموش دریافت کرده است.

دای نگییا، فوئونگ تائو

منبع: https://dantri.com.vn/giao-duc/hiep-si-cua-hang-nghin-sinh-vien-tphcm-do-benh-20250916062202461.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
قالب ساز

قالب ساز

«آرامش در خنده کودکان»

«آرامش در خنده کودکان»

دوران کودکی را شادی می‌نامند.

دوران کودکی را شادی می‌نامند.