Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تداعی ردپای کسانی که نامه کاشتند و از کشور محافظت کردند

پای معلم

Báo Đắk LắkBáo Đắk Lắk30/11/2025

استاد روی صندلی نشسته بود و داشت درس می‌داد.

عصاهای چوبی کنار میز قرار داده شده اند

یک پا کجاست؟

ما نمی‌دانیم.

هر روز صبح بمب‌های آمریکایی فرو می‌ریزند

درختان پوئنچیانا رویال افتادند و کاشی‌های سقف مدرسه کنده شدند.

سطح تخته سیاه پر از بمب است.

معلم اسلحه را برداشت و رفت.

تمرین‌های خواندن به ما ناتمام می‌آموزند

رویال پونچانا

گل‌های پوئنچیانا سلطنتی مانند آتش، گوشه‌ای از آسمان را سوزانده بودند.

امسال معلم برگشت

لبخندش مثل قبل هنوز پابرجاست

اما یک پا از بین رفته است.

آه، پاها

چاپ شده روی سردر مدرسه در بعدازظهرهای سرد

چاپ روی سردر مدرسه در شب‌های بارانی

جای عصا در دو طرف شبیه دو ردیف سوراخ است.

ما پاهای معلم را شناختیم.

مثل پی بردن به نقص

از زندگی من

پاهای معلم در خه سان جا مانده بود.

یا تای نین، دونگ تاپ ؟

پا روی سر دشمن لگد می زند

به خاطر دلیلی برای انسان زیستن.

به تک تک حرف‌های معلم گوش دادم.

ارتعاش افکار فراوان

به طنین عمیق گام‌های مبارزان علیه آمریکا گوش فرا دهید

پژواک ندای نبرد را بشنوید.

من از میان عشق عبور می‌کنم

عمق کشور

دنبال کردن ردپای معلم سال گذشته

و پای معلم، پای گمشده

هنوز هم ما را در زندگی هدایت می‌کند.

« پای معلم» نه تنها تصویر یک معلم - کسی که دانش را گسترش می‌دهد - را به تصویر می‌کشد، بلکه نماد یک سرباز - کسی که از کشور محافظت می‌کند - نیز هست. شاعر تران دانگ خوآ از طریق تصویر «پای معلم»، شعری آرام اما تأثیرگذار سروده است که سرشار از قدردانی از نسل معلمان و مردم ویتنام است که برای سرزمین پدری فداکاری کرده‌اند.

شعر با صحنه‌ای آشنا در کلاس درس یک روستا آغاز می‌شود، ساده اما گرم: معلم روی صندلی نشسته و سخنرانی می‌کند/یک جفت عصای چوبی کنار میز قرار دارد/یک پایش کجاست/ما نمی‌دانیم. «معلم نشسته و سخنرانی می‌کند»، هنوز همان معلم قدیمی است که به دانش‌آموزانش وفادار است، اما در کنار او «یک جفت عصای چوبی» قرار دارد - اثری از جنگ. سوال «یک پایش کجاست» نه تنها معصومیت دانش‌آموزان، بلکه شگفتی و احساسات یک نسل کامل را نیز برمی‌انگیزد وقتی که متوجه می‌شوند: کسی که امروز کلمات را می‌پراکند، کسی است که دیروز برای محافظت از کشور اسلحه در دست داشت.

بیت بعدی، گذار احساسی شاعر برای به تصویر کشیدن لحظه‌ای است که معلم از تریبون خارج می‌شود تا به میدان جنگ برود. شاعر از مجموعه‌ای از تصاویر فهرست‌شده برای تعمیم واقعیت دردناک آن روز استفاده می‌کند: «بمب‌های آمریکایی»، «سقف مدرسه کاشی‌کاری شده است»، «تخته سیاه پر از سوراخ بمب است». این تصاویر شاعرانه بی‌نظیر نه تنها وحشیگری جنگ را به تصویر می‌کشند، بلکه نشان می‌دهند که مدرسه - جایی که دانش کاشته می‌شود - خط مقدم میهن‌پرستی نیز هست. تصویر «تمرین خواندن ناتمام» لایه‌های معنایی زیادی دارد: درس ناتمام، رویای ناتمام، کودکی ناتمام و همچنین ادامه‌ای به این دلیل که آن «درس» معلم را تا میدان جنگ دنبال کرد و به درسی در مورد انسان بودن تبدیل شد. بیت «گل‌های پوینچیانا سلطنتی گوشه‌ای از آسمان را مانند آتش می‌سوزانند» هم واقع‌گرایانه و هم استعاری است: رنگ قرمز پوینچیانا سلطنتی با رنگ خون، رنگ آرمان‌ها، رنگ جوانان آماده فداکاری در هم می‌آمیزد.

چقدر تأثرانگیز است، وقتی جنگ تمام شد، معلم برگشت: امسال معلم برگشت/لبخندش مثل قبل سالم بود/اما یک پایش دیگر آنجا نبود. نویسنده تنها با سه سطر شعر، خواننده را ساکت کرد. «لبخند سالم» نماد روح شکست‌ناپذیر و خوش‌بین سرباز است. «یک پایش دیگر آنجا نبود» - نه یک سوگواری، بلکه نشانه‌ای از زمان، خون و استخوانی که معلم برای کشور به جا گذاشت. فقدان معلم به این دلیل بود که دانش‌آموزان امروز هنوز بتوانند در مدرسه آرام بنشینند.

اما شاید اواسط شعر احساسی‌ترین بخش باشد، جایی که «پاهای معلم» به نمادی از فداکاری و مقاومت تبدیل می‌شوند و قلب خواننده را به حرکت در می‌آورند و به هیجان می‌آورند: آه پاها/ نقش بسته بر دروازه مدرسه در بعدازظهرهای سرد/ نقش بسته بر دروازه مدرسه در شب‌های بارانی/ جای عصا در دو طرف مانند دو ردیف سوراخ/ ما پاهای معلم را می‌شناسیم/ مانند تشخیص نقص/ زندگی‌هایمان. «نقص زندگی‌های ما» کشفی بسیار انسانی است، زیرا آن «نقص» کمال شخصیت است، زخمی که به عزت تبدیل می‌شود. معلم شکایت نمی‌کند، پنهان نمی‌شود، هنوز می‌رود، هنوز تدریس می‌کند، هنوز با پای باقی‌مانده‌اش کلمات را می‌پاشد؛ و به همین دلیل است که شعر، معلم را به سطح نمادی از فداکاری خاموش ارتقا می‌دهد.

از این گذشته، زیبایی شعر در این است که شاعر معلم را از سرباز جدا نمی‌کند، بلکه اجازه می‌دهد این دو تصویر در یک تصویر ادغام شوند، که هر دو از آرمان زندگی برای مردم، برای میهن سرچشمه می‌گیرند. به لطف این، تصویر معلم هم ساده و هم باشکوه، پر از ویژگی‌های حماسی به نظر می‌رسد. «پای معلم» نه تنها یک زخم است، بلکه «پایی است که سر دشمن را لگدمال کرده است»، نشان قهرمانی است که برای «دلیل زندگی به عنوان یک انسان» جنگیده است. در جریان شعر، «پا» به تدریج از معنای واقعی خود فراتر می‌رود و به نمادی از روحیه مبارزه و غرور ملی تبدیل می‌شود.

بند پایانی، «پای معلم» را به سطحی کلی ارتقا می‌دهد و به تصویری نمادین تبدیل می‌کند. از «درازای عشق» تا «ژرفای روستا»، دو محور فضا و زمان شعر هستند. «پای معلم» - اگرچه «گم شده» - اما همچنان «ما را در زندگی هدایت می‌کند»: تصویری تأثیرگذار. در اینجا، «پای معلم» از تمام محدودیت‌های فیزیکی فراتر رفته و به نشانه‌ای از آرمان‌ها، فداکاری و ایمان جاودان تبدیل شده است.

ارزش والای شعر در لحن طبیعی، روح‌انگیز اما غنی و طنین‌انداز آن نهفته است. ساختار و جریان احساسی آن در یک فلاش‌بک بسط می‌یابد: از زمان حال («معلم روی صندلی نشست و سخنرانی کرد») تا گذشته‌ی جنگ («معلم اسلحه‌اش را برداشت و رفت»)، سپس به زمان حال صلح‌آمیز («امسال معلم برگشت») و با تأملات فلسفی («پاهای گمشده/هنوز ما را در زندگی هدایت می‌کنند») به پایان می‌رسد. این ساختار، شعر را مانند یک فیلم خاطره‌انگیز می‌کند، با یک آغاز، یک پایان، یک اوج و یک پایان احساسی؛ زبان شاعرانه ساده، نزدیک مانند یک مکالمه است، اما حاوی تداعی عمیقی است. به طور خاص، تکرار کلمه «پاهای معلم» در سراسر شعر، هم برای تأکید و هم برای ایجاد ریتمی ثابت مانند صدای قدم‌های بی‌وقفه - صدای قدم‌های معلم، سرباز و همچنین تاریخ ملت در حال پیشرفت - عمل می‌کند.

این اثر به ما یادآوری می‌کند که صلح امروز با خون و اشک انسان‌های بی‌شماری به دست آمده است. همچنین احترام خواننده را به حرفه معلمی برمی‌انگیزد - حرفه‌ای که بذر روح را می‌پاشد و در عین حال به حفظ روح مقدس ملت کمک می‌کند.

منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-du-lich-van-hoc-nghe-thuat/van-hoc-nghe-thuat/202511/goi-khac-dau-chan-nguoi-gioi-gioi-va-giu-nuoc-a201785/


نظر (0)

No data
No data

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

پایتخت زردآلوی زرد در منطقه مرکزی پس از دو فاجعه طبیعی متحمل خسارات سنگینی شد.
کافی‌شاپ هانوی با صحنه کریسمس اروپایی‌مانندش، تب و تاب ایجاد می‌کند
کافی‌شاپ دالات به دلیل ایفای نقش «فیلم هنرهای رزمی» توسط صاحبش، شاهد افزایش ۳۰۰ درصدی مشتریان خود بوده است.
فو «پرواز» ۱۰۰۰۰۰ دونگ/کاسه باعث جنجال می‌شود، هنوز هم پر از مشتری است

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کار

خط نوم دائو - منبع دانش مردم دائو

رویدادهای جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول